X
تبلیغات
تحقیق
تحقیق ها

  الف:    آب بند: به وسايل و ابزاري که به طور مصنوعي جلوي جريان آب را ميگيرد و يا مسير آنرا منحرف ميکند آب بند ميگويند. آب زيرزميني: آبهاي  زير زميني همان آبهايي هستند که پس از ريزش باران و برف در خاک فرو ميرود و بصورت سفره هاي زيرزميني در شکافهاي پوسته سنگي زمين جمع ميشوند . معمولاً چاه، قنات و يا چشمه از زير زمين خارج شده و مورد استفاده قرار مي گيرند.   آب و هوا: شرايط متوسط جوي يک مکان طي يکسال ، اقليم يا آب و هوا ناميده ميشود.آب و هوا در سراسر جهان يکسان نبوده و بر هر ناحيه ، يک نوع آب و هوا تسلط دارد مانند آب و هواي قطبي ، آّب و هواي استوايي و نظاير آن. ابر: ابرها توده هايي از قطره هاي ريز آبند که در آسمان معلق مي باشند . اين توده ذرات بخار آب در نزديکي سطح زمين به شکل مه ديده ميشوند و در آسمان به صورت هاي مختلف و به رنگهاي سفيد، خاکستري ، زرد و قرمز وجود دارند. ابرآتشفشان: برخي آتشفشانها ي فعال گازهاي داغ وسمي از دهانه خود خارج ميکنند که مانند ابر در بالاي کوه آتشفشان مشاهده مي شود، ممکن است اين مواد در هنگام خروج هوارا تاريک نمايد. آبراهه: رشته باريکي است از آب که از جويبارهاي کوهستاني که بهم پيوند خورده اند ، بوجود آمده است. آبرفت: به گل ، ماسه و سنگريزه هاي کوچک و بزرگ که رودها و سيلاب ها از بالاي رود با خود آورده و در جايي ته نشين کرده اند ، آبرفت يا مواد آبرفتي گفته مي شود ، اين مواد را در کناره رودها ، جويبارها و يا در دامنه هاي کم شيب مي توان بخوبي مشاهده کرد. آبشار: جايي که رود در مسير خود از يک ارتفاع بلند به پائين فرو ميريزد . بلندترين آبشار جهان ، آبشار آنجل در کشور ونزوئلا است که 979 متر ارتفاع دارد. آبفشان: به فواره اي از بخار آب بهمراه آب گرم که از درون زمين ، بشدت به بيرون پاشيده ميشودآبفشان گفته ميشود.آبفشان در مناطق آتشفشاني ممکن است وجود داشته باشد که در فواصل زماني معين فوران ميکند. آبگير: به قطعه زمين پست با گودالهايي که آب در آن جمع ميشود آبگير گفته مي شود . اين مکانها معمولاًمحيط زيست مناسبي براي گياهان وجانوران است. آبهاي سطحي: به مجموعه آبهايي که در سطح زمين وجود دارند گفته ميشود مانند درياها ، درياچه ها ، رودها و نظاير آن. آتشفشان-فعال-و-غيرفعال: کوههاي مخروطي شکلي که از دهانه آنها گازهاي داغ ومواد مذاب ، همراه با صداي انفجار به بيرون پرتاپ ميشود ، معمولاً اين آتشفشانهاي فعال ،پس از مدتي آرام گرفته وممکن است گاهگاهي گازهاي مختلف به آرامي از دهانه آن خارج شود که به اين حالت ، آتشفشان غير فعال يا خاموش گفته ميشود ، مانند آتشفشان دماوند.                آتل: مجموعه اي از جزيره هاي مرجاني هستند که از بقاياي اسکلت موجودات ريز دريايي در آبهاي کم عمق بوجود  مي آيند ، اين جزاير مرجاني ارتفاع کمي از سطح آب دارند و معمولاًدر زير آب به صورت پشته ها و برآمدگيهايي ظاهر ميشوند. اتمسفر: جو، لايه ضخيمي از گازهاي مختلف و بخار آب است که اطراف کره زمين را احاطه کرده است جو زمين از لايه هاي گوناگوني تشکيل شده است. آداب و رسوم اقوام: به مجموعه رفتارهاي خاص ومشخصي که اقوام ومليتهاي گوناگون براي هر يک از وقايع و برنامه هاي عمومي زندگي خود دارند ، همچون  مراسم ازدواج، رسم ورسومات عزاداري و يا شاديهاي انانآداب و رسوم گفته ميشود. آداب ورسوم اقوام مختلف باهم متفاوت مي باشد.                    ارتفاع و دما: همواره بين ارتفاع ودمادر لايه هاي اوليه جوّ رابطه اي وجود دارد، بطوري که در لايه مجاور سطح زمين يا تروپوسفر، به ازاي هر 1000 متر ارتفاع، حدود 5/6 درجه سانتيگراد از دماي هوا کاسته مي شود. اروپا: کوچکترين قاره در نيمکره شمالي است ،که از سمت مشرق به قاره بزرگ آسيا متصل است ،این قاره درحقيقت دنباله قاره آسيا است. اروپاي پير: بخش شمالي قاره اروپا را که از سرزمين هاي پست و کم ارتفاع تشکيل شده است اصطلاحاً اروپاي پير ميگويند اين قسمت از ناهمواريها ي اروپا از نظر زمين شناسي به ميليونها سال پيش تعلق دارد و در اثر فرسايش زياد به صورت کنوني در آمده است. اروپاي جوان: به نيمه جنوبي قاره اروپا از نظر زمين شناسي به دوران جديدي تعلق دارد و در آن جا کوه هاي مرتفع و آتشفشان هاي فعال ديده مي شود اروپاي جوان گفته مي شود. آزاد راه: جاده  هاي بسيارپهن و عريضي که بين برخي شهرها کشيده شده است، درآزاد راههاخط رفت و برگشت خودروها از يکديگر جداست.                                 استان: بزرگترين واحد تقسيمات کشوري است که از چندين شهرستان تشکيل شده است مهمترين شهر هر استان ، مرکز آن استان است، ايران در حال حاضر داراي 28 استان است که ممکن است تعداد اين استانهابر اثر تقسيم ، افزايش يابد. استپ: استپ يک لغت روسي است وبه علفزارهاي نيمه خشکي گفته ميشود که گياهان کوتاه قد خاردار با فاصله هايي نسبت به هم د رآن روئيده اند. استراليا: کوچکترين قاره در نيمکره جنوبي، خشکي استراليا است، قاره اي بسيار خشک و کم باران و قسمت اعظم آن از جمعيت خالي است. استوا: استوا خط فرضي است که بر روي نقشه ها يا کره جغرافيايي رسم ميشود و زمين را به دو نيم کره تقسيم ميکند ،اين دو قسمت نيم کره شمالي و نيم کره جنوبي نام دارد. اسکله: سکوهاي ممتد و کشيده اي از ساحل به داخل دريا که کشتي ها در آن پهلو گرفته و بارهاي خود را بر روي آن تخليه کرده و يا بارگيري نماينداسکله گفته ميشود. آسيا: پهناورترين خشکي روي زمين، قاره آسياست که در نيمکره شمالي و شرقي کره زمين قرار گرفته است. آسياي خشک: مناطق وسيعي از مرکز وغرب آسيا که بيابانهاي وسيع آنرا اشغال کرده است از رطوبت بسيار کمي برخوردارميباشد . پوشش گياهي وجمعيت کم از ويژگي هاي طبيعي و انساني اين مناطق است. آسياي مرطوب: جنوب و جنوب شرق قاره آسيا از هند تا چين و مجمع الجزاير جنوب شرق آسيا که در معرض بادهاي باران آور موسمي است به آسياي مرطوب شهرت دارد ، جنگلهاي انبوه،پوشش گياهي غني ، جمعيت زياد و رواج کشت برنج از ويژگيهاي طبيعي و انساني اين مناطق است. آسياي مرکزي: آسياي مرکزي بخش وسيعي از داخل قاره آسياست که از سواحل و درياهاي اطراف قاره، دورست. آسياي مرکزي جزء مناطق خشک اين قاره محسوب مي شود. اطلس: اطلس به مجموعه اي از نقشه هاي جغرافيايي يا تاريخي گفته مي شود که به صورت يک کتاب دراندازه هاي کوچک يا بزرگ چاپ ميشود. اين نقشه ها مي تواند درباره موضوعات مختلف باشد. آغل: فضاهاي کوچک يا بزرگي که دامپروران ، گله هاي گاو و گوسفند را در آنجا نگهداري ميکنند. آغل ممکن است فضايي باز يا سربسته باشد. آفتاب گردان: گياهي بلند با گلهاي بزرگ و زرد رنگ که زيبايي خاصي را به خود اختصاص داده است . اين گياه که گلهاي آن نسبت به حرکت آفتاب در آسمان حساس است آفتاب گردان گفته مي شود و يک گياه روغني است که از دانه هاي آن براي گرفتن روغن استفاده ميکنند.   آفتاب نيمه شب: در منطقه قطبي زمين ، حدود نيمي از سال روزهاي بلندي وجود دارد که خورشيد به دور افق مي چرخد و کمتر غروب مي کند آفتاب قطبي در اين حالت همه جا را روشن مي کند ، به چنين پديده اي آفتاب نيمه شب گفته مي شود ، در اين حالت قطب ديگر در تاريکي بسر برده و شبهاي طولاني را طي مي کند. آفريقا: دومين قاره بزرگ جهان است که در سمت جنوب غرب قاره آسيا واقع شده است.اغلب ساکنان اين قاره را سياه پوستان تشکيل داده اند .چشم اندازهاي طبيعي اين قاره بسيار متضاد است. آفريقاي سبز: به نواحي مجاور خط استوا در قاره آفريقا که داراي آب و هواي گرم و مرطوب و باران  فراوان است و جنگل هاي انبوه گرمسيري در آن روئيده است آفريقاي سبز مي گويند ، اين جنگل هاي انبوه بويژه در حوضه رود کنگو قرار دارند. اقيانوس: پهناورترين چاله هاي روي زمين که از آب پر شده باشند ، اقيانوس ناميده ميشوند.اقيانوسها ، 71% سطح زمين را پوشانده اند بزرگترين اقيانوس جهان اقيانوس آرام است. اقيانوسيه و استراليا: اقيانوسيه يک منطقه وسيع در اقيانوس آرام است که شامل چندين جزيره کوچک و بزرگ واقع در نيمکره جنوبي است. اين منطقه شامل12 کشور است که بزرگترين جزيره آن همان کشور استراليا است . گاهي هم مجموعه جزايري که سه کشور استراليا، نيوزلند و گينه نو را تشکيل ميدهند اقيانوسيه مي نامند. آلپ: مردم سوئيس سرزمين مرتفع و سرسبز روي يک کوه را آلپ مي گويند ، آلپ نيز نام يک رشته کوه در اروپا است. آلودگي آب: به مواد زايدي که در اثر فعاليت هاي انسان به رودخانه ها و يا درياها وارد مي شودو خواص آب را تغيير مي دهد آلودگي آب مي گويند . گاهي اوقات مواد مضر آب به درون خاک نفوذ کرده و آبهاي زير زميني را نيز آلوده مي کنند. آلودگي محيط زيست: به ناسالم بودن آب، خاک،هوا و بطور کلي محل زندگي موجود زنده ، آلودگي محيط زيست گفته مي شود. آلودگي هوا: به مواد مضري که به هوا وارد ميشود و خاصيت آن تغيير ميدهد ، آلودگي هوا گفته ميشود .اين مواد زايد ممکن است از وسايل نقليه ، کارخانه ها و يا خانه ها به هوا وارد شوندآلودگي هوادر شهرهاي صنعتي و پر جمعيت بيشتر است و بيماريهاي تنفسي را نيز در اين شهرها بوجود مي آورد. آمريکا: بين دو اقيانوس اطلس و آرام قطعه خشکي بزرگي به نام آمريکا وجود داردکه از سه بخش امريکاي شمالي ، آمريکاي جنوبي و امريکاي مرکزي تشکيل شده است.کشور ايالات متحده آمريکا در بخش شمالي اين قاره قرار دارد. امواج دريا: توده اي از آب که بر اثر جريان هوا در دريا بالا و پائين ميرود و به حرکت در مي آيد را امواج دريامي نامند . در زمانهاي طوفاني،امواج بسيار بلند در وسط دريا ايجاد شده و بعضاً کناره هاي ساحل را مورد حمله قرار ميدهد. آموندسن: دريانورد نروژي که در سال 1911 ميلادي موفق شد سرپرستي يک تيم را براي کشف قطب جنوب بر عهده گيرد و پرچم اين کشور را بر فراز قطب افراشته و به سلامت باز گردد. انحراف محور زمين: کره زمين به دور محور فرضي مي چرخد ، اين محور که از قطب شمال و جنوب کره زمين ميگذرد بصورت صاف و عمودي نبوده بلکه نسبت به صفحه اي که زمين در طول سال حول آن می چرخد انحراف زاویه دارد . و به این نوع چرخش انحراف زاویه می گویند. انرژي برق: توربين هاي بزرگ به کمک انرژي آب جمع شده در پشت سدها                                                                                                           بحرکت در آمده و در آنها ، انرژي الکتريکي حاصل ميشود ، اين انرژي از طريق نيروگاهها بکمک کابلهاي قوي به شهرها و روستاها منتقل مي گردد. اهرام مصر: از عجايب هفتگانه است اين اهرام ، مقبره فرعون هاي مصر باستان است و از قطعه سنگهاي بسيار بزرگ با ارتفاع بسيار زياد ساخته شده است هر ساله جهانگردان زيادي از اين اهرام ديدن ميکنند. اوراسيا: به قطعه خشکي بزرگي که شامل سرزمين هاي قاره آسيا و اروپاست ، اوراسيا گفته می شود .کوه هاي اورال مرز تقريبي اين دو قاره است. بعضي کشورها مانندروسيه ، هم در قاره آسيا وبخش ديگر از آن در قاره اروپا قرار دارد. اورست: بلندترين قله جهان اورست است که در رشته کوه هيماليا در کشور تبت قرار دارد و ارتفاع آن به 8848 متر ميرسد. ايران گردي: سفرهايي در داخل کشور به منظور گذراندن اوقات فراغت يا ديدن آثار تاريخي و يا مکان هاي تفريحي را ايران گردي ميگويند. آيسبرگ: توده هايي از يخهاي بزرگ که در آبهاي نواحي شمالي زمين و يا اطراف قاره قطب جنوب شناورند.اين کوههاي يخ از پهنه هاي يخ قطب شمال و جنوب جدا و در دريا سرگردان ميشوند . چون قسمت اعظم آن در زير آب است، براي حرکت کشتي ها خطر محسوب ميشوند. ايستگاه تحقيقاتي -قطب جنوب: قطب جنوب ساکنين دائمي ندارد بلکه در ايستگاههاي تحقيقاتي دانشمندان و متخصصان بطور موقت به کارهاي تحقيقاتي درباره پديده هاي مختلف قطب جنوب مشغول هستند ، چندين کشور اروپايي و امريکايي با اين منظور پايگاههايي را در قطب تاسيس نموده اند.     ايستگاه هواشناسي: مراکزي هستند که داراي دستگاههاي مختلف هواشناسي مانند رطوبت سنج، بادنما، دمانگار،آفتاب سنج، دستگاه ثبت و اندازه گيري تبخير بوده و اطلاعاتي هم چون ميزان دما،تغييرات آن، رطوبت ، باد ،فشارهواو غيره را در هر چند ساعت يکبار در شبانه روز ثبت مي نمايند. ايگلو - خانه قطبي: در ناحيه قطب شمال اسکيموها خانه هايي از يخ درست کرده و درآن زندگي مي کنند به اين خانه هاي قطبي ايگلو گفته مي شود. ايوان خشکي-دشتاب: آن بخش از بستر دريا که نزديک به خشکي قرار دارد و حدود 200 متر عمق دارد ايوان خشکي گفته مي شود ، در سواحلي که شيب ملايمي داشته باشند ، وسعت ايوان خشکي بيشتر است.به ايوان خشکي، فلات قاره يا دشتاب نيز گفته مي شود. ب: باتلاق: مکان پستي که در آن آب مي ايستد و فرو نميرود، در باتلاق ها علف و ني ميرويد. علت ماندن آب در اين محيط ، نفوذ ناپذيري لايه هاي زيرين خاک است. باد: حرکات افقي هوا را باد مي گويند که از سرعت کم تا طوفان هاي شديد مي تواند تغيير کند. بادنما: وسيله اي است که براي نشان دادن جهت باد مورد استفاده قرار ميگيرد و شامل پيکاني است که د رانتهاي آن صفحه قرار داده شده و با گردش د رجهت وزش باد ، جهت آن را مشخص مي نمايند. بادهاي غربی: در منطقه معتدل زمين بادهاي  مداومي از سوي غرب به سمت شرق ميوزد ، در آسيا اين بادها از اقيانوس اطلس و درياهاي مديترانه عبور مي کنند و رطوبت را به غرب آسيا و به سمت ايران مي آورند. بادهاي مرطوب: هرگاه همراه باد که جريان افقي هوا ست، مقدار نسبتاً زيادي ذرات بخار آب وجود داشته باشد اصطلاحاً باد مرطوب يا باران آور گفته مي شود. باران سنج: دستگاه مدرج که در ايستگاههاي هواشناسي وجود دارد و ميزان باران و برف را بر حسب ميليمتر نشان مي دهد ، وهرشبانه روز يکبار اين مقدار يادداشت مي شود. بارش: به ريزشهاي جوي به صورت مايع يا جامد گفته مي شود و شامل برف و باران،شبنم و تگرگ مي باشد مقدار بارش معمولاً به ميليميتر بيان مي شود. بده-دبي: به مقدار آبي که در يک ثانيه از جاي مشخصي از رودخانه عبور ميکند دبي گفته ميشود . اندازه گيري اين حجم آب به روشهاي خاصي صورت مي پذيرد. بر قديم: به سه قاره قطب آسيا ،آفريقاو اروپا که از دوران هاي گذشته در آن تمدن مختلفي بوجود آمده و براي بشر شناخته شده بودند ، به بر قديم معروف اند. برجديد: به سه قاره جنوب، استرالياو آمريکا که در قرن هاي اخير مورد شناسايي و استفاده انسانها قرار گرفته است و ديرتر از ساير قاره هاکشف شده اند ، بر جديد مي گويند . برداشت محصول: پس از مرحله کاشت و داشت يا مراقبت محصول، کشاورزان به برداشت محصول خود ميپردازند، محصولات باغي هم چون ميوه ها بصورت دستي و برداشت محصول از زمين هاي کشاورزي بيشتر بکمک ماشين هاي کشاورزي انجام مي پذيرد . برکه: به آبهاي راکد و مرده اي که بخشي از زمين جمع شده و ممکن است د راطراف پوشش گياهي اندکي را بوجود آورده باشد گفته مي شود. بزرگراه: بزرگراه ، جاده پهن و عريضي است که براي حرکت سريع خودروها در داخل شهرها ساخته مي شود در بزرگراه ها خط رفت و برگشت اتومبيل ها از هم جداست . و جاده هاي ديگر آنرا قطع نمي کنند تا سبب کاهش سرعت ديگر اتومبيلها نشوند. بنارس: بنارس يکي از شهرهاي مذهبي هند است که مرکز ديني آئين برهمايي در اين کشور مي باشد. بندر: محل تخليه و بارگيري از کشتي هاي کوچک و بزرگ در کنار ساحل را بندر ميگويند. بوته کاري: يکي از فعاليت هاي مهمي است که براي جلوگيري از گسترش بيابان انجام ميگردد مانند کاشتن بوته در بيابان هاي نيمه خشک،اين کار سبب تقويت مراتع براي دامداران و نيز حفظ خاک و تثبيت شن در بيابان ميشود. بوته کني: معمولاً روستائيان بمنظور تامين سوخت زمستاني خود بوته هاي خشک نواحي بياباني را ميکنند اين کار پس از چند سال زمينه فرسايش خاک و بياباني ترشدن را منطقه فراهم  مي سازد. بودايي: يکي از اديان غير الهي د رکشورهاي شرق آسيا مانند چين ،کره،تايلندکه پيروان بسيار دارد آئين بودا است.اين آئين بيشتر يک دين اخلاقي است. بيابان: مناطقي از سطح زمين که داراي بارندگي بسيار کم يعني کمتر از 100 ميلي ليتر در سال و تبخير زياد است را بيابان مي گويند . گياهان در اين مناطق قادر به رشد و زيست نمي باشند. بيابان زدايي: به فعاليت هايي که به منظور جلوگيري از گسترش بيابان انجام مي گيرد بيابان زدايي گويند بوته کاري و پاشيدن مواد نفتي مانند مالچ ويا درختکاري از جمله اقدامات بيابان زدايي است. بيت المقدس: شهر مقدسي که در فلسطين اشغالي قرار دارد ، اين شهر تاريخي از نطر مسلمانان ، مسيحيان ويهوديان،بدليل وجود مساجدواماکن مقدس،مورد احترام است. بين النهرين: سرزمين وسيع و حاصلخيز ميان دو رود قديمي دجله و فرات را بين النهرين مي خواننددر اين سرزمين، اولين تمدن هاي بشري و شهرهاي مهمي ظهور کرده اند. بيوم-زيست بوم: به پوشش گياهي و جانوري خاصي که در يک ناحيه وجود دارد ، اصطلاحاًبيوم يا زيست بوم گويند . مانندزيست بوم جنگلي يا بيوم بياباني .معمولاً هر بيوم، محيط طبيعي رشد گونه هاي خاصي از گياهان و جانوران است. پ: پالايشگاه: نفت خام براي مصارف مختلف قابل استفاده نيست از اينرو اين ماده سياه رنگ طي مراحلي در کارخانه تصفيه نفت يا پالايشگاه به مواد گوناگوني چون بنزين،قير،نفت،گازوئيل و غيره تبديل مي شود. پلانگتون: پلانکتون موجودات بسيار ريز ميکروسکوپي دريايي هستند که غذاي ماهيان کوچکترند، توليد و تکثير آنها در دريا بسيار بالا است ، از اکسيژن و نور آفتاب استفاده مي کنند و اولين حلقه در چرخه غذايي دريا محسوب مي شوند. پوسته جامد زمين: خارجي ترين لايه زمين ، پوسته زمين گفته مي شود که جامد بوده و بصورت سنگ در آمده است ، معمولاً سطح سنگ بر اثر فرسايش به خاک تبديل مي شود، ضخامت پوسته زمين در زير اقيانوس ها کم و در زير قاره ها زياد است حداکثر پوسته جامد زمين که روي مواد مذاب يا جبه قرار دارد به 100 کيلومتر مي رسد. پوشش بيابان: در نواحي خشک و نيمه خشک بياباني و يا مناطقي که با خاک هاي نامساعد پوشيده شده اند، شرايط رويش گياه فراهم نبوده و گونه هاي گياهي در اين مناطق بسيار کم و پراکنده يا خالي از گياه است. پوشش تايگا:نوع خاصي از پوشش گياهي در عرضهاي بالا و نواحي نزديک به سرزمين هاي قطبي به پوشش گياهي تايگا معروف است که جنگل هاي پوشيده از سرو و کاج و درختان سوزني شکل هستند.شمال روسيه ، شمال کانادا داراي چنين جنگلهاي زيبايي است. پوشش تندرا: نوعي پوشش گياهي از نوع خزه که به گلسنگ هم شهرت دارد و در مناطق سرد سيبري رويش مي کنند اين مناطق به علت سرماو خاکهاي يخ زده ، بدون درخت بوده وشمال روسيه ، کانادا و مجاورقطب  را شامل ميشود. پوشش ساوان: در منطقه حاره اي شرق آفريقا و در اطراف جنگلهاي انبوه  استوايي معمولاً نوع خاصي از پوشش گياهي رويش ميکند که به ساوان معروف است در منطقه ساوان ، علفزارهاي متراکم همراه با درختان پراکنده که محل زيست حيواناتي نظير زرافه ، گور خر ، شيرو غيره است مشاهده ميشود. پوشش گياهي: گونه هاي مختلف گياهاني که در بخشي از زمين گسترده شده اند را پوشش گياهي آن منطقه ميگويند پوشش گياهي غني موجب حفاظت بهتر خاک مي شود. پوشش گياهي يک منطقه ممکن است بصورت بوته، درختچه و يا درخت باشد. پوشش گياهي غني: اين اصطلاح در مواردي بکار ميرود که زمين پوشيده از انواع گياهان خودروست وسطح خاک مشخص نيست ، مراتع سر سبز و پرپشت و جنگلهاهم از پوشش گياهي غني برخوردارهستند. پوشش گياهي فقير: در نواحي خشک و نيمه خشک بياباني و يا مناطقي که با خاک هاي نامساعد پوشيده شد اند ، شرايط رويش گياه فراهم نبوده و گونه هاي گياهي در اين مناطق بسيار کم و پراکنده يا خالي از گياه است. پيجان رود –معاندر: رودها وقتي در زمينهاي هموار جريان پيدا مي کنند ، از سرعتشان کاسته شده و به شکل مارپيچ به راه خود ادامه مي دهند به اين پديده پيچان رود يا معاندرگفته مي شود. ت: تاقديس: قسمت برآمده در يک چين خوردگي را تاقديس گويند ، در اطراف تاقديس شيب دامنه و لايه هاي رسوبي بر خلاف يکديگر است و از هم دور مي شوند. تبخير: تغيير حالت مايع به بخار را تبخير گويند ، معمولاً تبخير بر اثر گرما رخ مي دهد، مقداري از آب رودها درياهاوآبي که بر اثر باران بر سطح زمين فرو مي ريزد در نتيجه گرماي خورشيد  تبخير مي شود، ميزان تبخير در بيابانها بسيار بالا است. تپه: برجستگي هاي کوچک و بزرگي که از زمين هاي اطراف خود بالاتر است تپه گفته مي شود ، ارتفاع تپه از کوهها کمتر و صعود آن آسانتر مي باشد. ارتفاع تپه ها از 50 تا 500 متر متغير است. تحقيقات قطبي: به مجموعه فعاليتهايي که دانشمندان هواشناس و ساير پژوهشگران بطور موقت در منطقه قطبي شمال يا جنوب انجام ميدهند ، تحقيقات قطبي گفته ميشود. تخريب جنگل: در دهه هاي اخير اغلب کشورها بدليل افزايش جمعيت ، با ايجاد مناطق مسکوني و يا زير کشت بردن زمينهاي جنگلي، بطور روز افزوني دست به قطع درختان جنگلي زده اند بدون آنکه نهال هاي جديدي جايگزين گردد به اين نوع عملکرد ، تخريب جنگل گفته مي شود. تخريب سيل: به اثرات ناشي از سيل ويرانگر ، تخريب سيل گفته مي شود مانند ويراني ساختمانها و پلها نابودي محصولات کشاورزي و... تراکم جمعيت: به تعداد جمعيتي که در واحد سطح پراکنده شده اند، تراکم جمعيت گفته مي شود، بديهي است هر چه جمعيت بيشتر و مساحت يک منطقه کمتر باشد تراکم جمعيت بيشتر است، تراکم جمعيت از طريق تقسيم تعداد جمعيت بر مساحت محاسبه مي شود. تربيع: کره ماه در طول يک ماه، د رآسمان در اشکال گوناگون ظاهر مي شود، و هر شب اندکي تغيير شغل مي دهد، تربيع حالتي است که نيمي از قرص ماه در آسمان ديده مي شود و نيم ديگر آن تاريک است. تصوير ماهواره: برخي از ماهواره هايي که در اطراف کره زمين گردش مي کنند، و در فواصل گوناگون از زمين قرار دارند مي توانند در هنگام روز از بخشهايي از زمين عکسبرداري کنند. اين تصاوير در زمينه هاي گوناگون شناخت منابع سطحي زمين، وضعيت پوشش گياهي و مطالعه شهرها مورد استفاده قرار ميگيرد. تغيير بوسيله انسان: امروزه انسان بکمک قدرت علم و تکنولوژي تغييرا ت وسيعي را در سطح زمين ايجاد کرده که بنوعي فرسايش بوسيله انسان گفته مي شود. تمدن بين النهرين: بقاياي آثار بجا مانده از يک زندگي شهري پيشرفته در اطراف جلگه حاصلخيز 2 رود دجله و فرات امروزه به تمدن بين النهرين معروف است . تمدن بين النهرين در 3000 سال قبل از ميلاد شکل گرفته است. تمدن چين: آثار بدست آمده از زندگي مردمان 2000 سال قبل از ميلاد ذر اطراف جلگه هاي حاصلخيز رودهاي هوانگهو و يانگ تسه کيانگ در چين، امروزه به تمدن چين شهرت دارد . تمدن مصر: در اطراف رودخانه نيل، آثار گرانبهايي از ابزارو ساخت وسازهاي گوناگون از زندگي مردم 3 هزار سال قبل از ميلاد بدست آمده است که اهرام ثلاثه از آن جمله اند . اين مجموعه نشان دهنده تمدن پيشرفته مصر باستان بوده است. تنداب –آبشار: تنداب يا آبشار جايي است که رود در مسير خود از يک ارتفاع بلند به پائين فرو ميريزد آبشار آنجل در ونزوئلا و آبشار نياگارا در امريکا از چشم اندازهاي بسيار زيباي طبيعت است. تندرا: مناطق بدون درخت با آب و هواي سرد و نيز همراه با خاکهاي دايم يخ زده که در شمال روسيه و شمال قاره آمريکا و اروپا گسترده شده است به سرزمين تندرا معروف است. پوشش گياهي اين منطقه گياهان ناقصي بصورت خزه يا گلسنگ است که به همين نام شهرت دارد. تنگه: به باريکه اي از آب که دو درياي وسيع را به هم پيوند مي دهد، تنگه گفته مي شود، مانند تنگه هرمز، که درياي عمان را به خليج فارس متصل مي کند. امکان مسدود شدن تنگه ها زياد است از اينرو حائز اهميت هستند. تنگه هرمز: آبراهه نسبتاً باريکي است که 2 پهنه آبي بزرگ خليج فارس و درياي عمان را بهم مربوط مي کند از اين تنگه هر روزه صدها کشتي عبور ميکند. تونل: راه و معبري است که از درون کوه مي گذرد . حفر تونل بسيار سخت و کار پيچيدهاي است در جادههاي کوهستاني، تونل هاي ماشين رو بسيار ديده ميشود خطوط آهن در برخي مناطق از درون تونل عبور ميکند. ج: جاده ابريشم: مسير طولاني تجاري که از شرق آسيا در چين آغاز شده و پس از گذراندن آسياي ميانه به شمال ايران مي رسيد و اين مسيرکه از راه ترکيه تا اروپا امتداد مي يافت به جاده ابريشم شهرت داشت . اين جاده رابازرگانان همواره با کاروانهاي شتر با کالاي گوناگون هم چون ابريشم و زعفران و غيره طي مي کردند. جانوران: حيواناتي را که در اين مجموعه ملاحظه ميکنيد جانوراني هستند که هر يک با نوع خاصي از آب و هواسازگاري نشان داده و در مناطق خاصي از جهان زندگي ميکنند و براي خود جغرافياي خاصي را از نظر پراکندگي بوجود آورده اند. جريان دريايي: جريانهاي دريايي رودخانه مانند هايي هستند که از ميان اقيانوسها و درياها عبور ميکنند که در هنگام عبور از کناره جزاير ميتوانند اقليم سواحل را تحت تاثير قرار دهند . جريانهاي دريايي آب گرم از مناطق گرم و استوايي اقيانوسها منشاء ميگيرند و به اطراف ميروند، و جريانهاي سرد دريايي نيز از مناطق قطبي به سمت مناطق استوايي حرکت ميکنند. جزرومد: تغييرات عمودي سطح آب درياها و اقيانوسها را اصطلاحاً جزر ومد گويند. هنگامي که آب دريا بسوي سواحل پيش مي آيند مد رخ داده و بر عکس زماني که جزر رخ مي دهد آب دريا عقب نشيني ميکند. جزيره: خشکي هاي کوچک و بزرگي که در ميان آبهاي دريا، درياچه ها يا اقيانوس محصور شده باشد جزيره گويند برخي جزاير مسکوني هستند برخي در نتيجه فعاليت هاي آتشفشاني در درياحاصل شده اند.بزرگترين جزيره در شمال قاره امريکا، جزيره گرينلند است . قشم بزرگترين جزيره در خليج فارس و متعلق به ايران است. جزيره آتشفشاني: همانگونه که مواد مذاب از درون زمين خارج شده کوههاي مخروطي بلند آتشفشاني را  در سطح زمين بوجود مي آورند . ممکن است مواد مذاب از بستر درياها و اقيانوسها نيز بيرون بريزد و پس از مدتي جزيره هاي کوچک و بزرگ را بوجود آورند جزاير شرق آسيا مانند ژاپن و فليپين از اين گونه اند. جزيره مصنوعي: ممکن است همان خشکي هاي محصور در دريا که جزيره ناميده ميشود توسط انسان ساخته شده باشد . سکوهاي نفتي که براي استخراج نفت و گاز از بستر دريا در درياها ساخته ميشود   بعنوان جزایر مصنوعی و انسان ساز معرفی می شوند. جلگه:به سرزمین های پست و هموار مجاور دریا جلگه می گویند.جگه ها حداکثر 500 متر از سطح دریا ارتفاع دارند جلگه ها از بر جاي ماندن آبرفت رودهايي که به دريا ميريزند بوجود مي آيند. جلگه آبرفتي: به زمين هاي پست و نسبتاً هموار کنار دريا که بوسيله رسوبات رودها مسطح شده اند جلگه آبرفتي گويند. جمعيت: به افرادي که در يک مکان زندگي ميکنند جمعيت گفته مي شود مانند جمعيت يک روستا، شهر و يا يک کشور. جنگل: منطقه وسيع پوشيده از درختان خودرو را جنگل ميگويند . جنگلهاي شمال ايران ، جنگلهاي استوايي از اين نمونه هستند. جنگل تايگا-جنگل مخروطي: مناطق وسيعي از شمال روسيه و شمال کانادا از جنگلهاي سرو و کاج پوشيده شده که به جنگلهاي سوزني برگ يا مخروطي معروفند، به اين جنگلها ، جنگلهاي تايگا هم گفته ميشود . جنگل تنک: بر خلاف جنگلهاي انبوه که عبور از آنها به سختي صورت ميگيرد ، در جنگلهاي تنک درختان بصورت منفرد و نسبتاً دور از هم ديده مي شود.مناطق نيمه مرطوب غرب و شمال غرب ايران يک چنين جنگلهايي را در خود پديد آورده اند. جهانگردي: مسافرت به کشورهاي گوناگون براي گذراندن اوقات فراغت و يا تفريح و يا ديدن مکانهاي مختلف تاريخي، فرهنگي و طبيعي، جهانگردي يا گردشگري ناميده ميشود. جهت يابي: يافتن جهت هاي اصلي شمال، جنوب، مغرب يا مشرق در يک مکان را جهت يابي ميگويند . با توجه به محل طلوع خورشيد و غروب آن ميتوان به راحتي جهات اصلي را در يک مکان مشخص نمود . بکمک قطب نما جهات هاي 4 گانه جغرافيايي امروزه در هر شرايطي امکان پذير است. جو: هواي اطراف کره زمين را جوّ يا اتمسفر گويند. جوّ لايه نسبتاً ضخيم و شفافي است که تا حدود 100 کيلو متري سطح زمين کره زمين را احاطه کرده است. جويبار: جريان باريکي از آب که به رودها يا درياچه ها و حتي به درياها ميريزد جويبار گفته ميشود. چ: چادر نشين: به کوچ نشينان يا عشاير که مسکن آنها چادر است، چادر نشين گويند. چادر يک مسکن موقتي است و کوچ نشين در هنگام رفتن به ييلاق و قشلاق آن را به راحتي جمع ميکندو با خود مي برد. چاله – دشت: زمين پهناور و مسطح را دشت مي گويند.معمولاً دشتها از اطراف به زمين هاي مرتفع منتهي مي شوند دشتها ممکن است حاصلخيز و يا خشک و بياباني باشند. چاه: حفرهايي که به منظور دسترسي به آبهاي زير زميني در سطح زمين کنده مي شود ، چاه گفته ميشود. چاه ها معمولاً در عمق 20 تا 200 متري زير زمين به آب ميرسند و بوسيله پمپ و يا بصورت دستي آب را از چاه خارج مي نمايند. چراگاه: علفزاري که در آن دامها مانند گاو، بز، گوسفندو شتر تغذيه مي کنند به آن مرتع نيز گفته مي شود. چراي بي رويه: هر گاه تعليف و تغذيه دام در يک مرتع و چراگاه بيش از حد و خارج از ظرفيت آن مرتع باشد پس از مدتي، مرتع بدون آب و علف و بوته شده و غير قابل استفاده مي گردد به اين فرايند چراي بي رويه گفته مي شود. چراي دام: تعليف و تغذيه دام در يک مرتع و چراگاه را چراندن يا چراي دام ميگويند. چرخه آب در طبيعت: به گردش آب بين زمين و اتمسفر، چرخه آب گفته ميشود آب دريا ها رودها و نيز آبهاي سطحي در اثر گرماي خورشيد بخار مي شود و به جو وارد مي شود. بر اثر تراکم و تشکيل ابر دوباره به صورت باران و برف به زمين باز مي گردد. چشم انداز: منظره اي که درآن بخشي از طبيعت يا پديده هاي انساني در محيط به چشم مي خورد. چشم انداز شهري: منظره بخشي از يک شهر با ساخت و سازهاي انساني، تردد مردم و ديگر پديده هاي انساني، که در مقابل چشم انسان قرار دارد ، چشم انداز شهري گويند. چشمه: محلي که آب زير زميني از درون زمين به خارج جريان مي يابد، چشمه گفته ميشود .چشمه ها در اطراف کوهها بيشتر ديده مي شود و انواع مختلفي دارد، مانند چشمه هاي آبگرم ، چشمه هاي آب معدني. چشمه آبگرم: معمولاً در اطراف کوهها و سرزمين هاي آتشفشاني، بطور خود جوش آبهاي گرم از لابلاي سنگها بيرونمي ريزند که به چشمه هاي آبگرم  شهرت دارند. اين چشمه ها حاوي املاح و مواد گوگردي هستند و بوي خاصي مي دهند. چمن زار طبيعي: به سرزمين هاي سرسبز و پوشيده از بوته هاو علف ها که بطور خودرو رشد کرده اند ، چمن زار طبيعي گويند. چين خوابيده: بر اثر فشار هاي سختي که بر رسوبات وارد مي شود ممکن است بصورتي در آيد که يک يال و دامنه بر روي يال يا دامنه ديگر حرکت کرده و اصطلاحاً روي هم بخوابند، در اين حالت محور چين خوردگي بسيار مايل بوده و به چين خوابيده معروف است. چين خوردگي: معمولاً رسوبات کف درياکه به صورت افقي و موازي بر روي يکديگر قرار گرفته اند ، ممکن است در طول دوره هاي طولاني ، تحت فشار نيروهاي دروني زمين قرار گرفته و از حالت موازي خارج شده و چين بخورند به اين لايه هاي تغيير شکل يافته چين خوردگي گويند. چين قائم: هر گاه در يک چين خوردگي ، محور ناهمواري عمود بر سطح افق باشد و يالهاي چين بشکل متقارني از هم دور شوند ، چين خوردگي قائم ناميده می شود. چين مايل: زمانيکه محور چين خوردگي به يکسو تمايل پيدا نمايد چين خوردگي مايل به آن گفته مي شود. ح: حاشيه نشيني: حاشيه نشيني پديده اي است که بر اثر مهاجرت بي رويه از روستاها به شهرها حاصل ميشود و با ساخت و سازهاي غير اصولي در اطراف شهرها چهره نامناسبي را بوجود مي آورد. حرکت انتقالي زمين: کره زمين همراه با چرخش بدور خود به گرد خورشيد نيز مي گردد که 365 روز يا يکسال طول مي کشد. از نتايج اين حرکت پديد آمدن فصل هاست. حرکت صفحات: حرکت صفحات يک اصطلاح زمين شناسي است زمين شناسان معتقدند پوسته جامد زمين يک پارچه نبوده بلکه به شکل صفحات تکه تکه است اين صفحات حرکت ميکنند و نسبت به هم دور يا نزديک مي شوند . حرکت صفحات موجب پيدايش زلزله ها چين خوردگي ها و آتشفشانها در لبه ها مي شود. حرکت وضعي زمين: حرکت و چرخش کره زمين حول محورشمالي_ جنوبي خود که 24 ساعت بطول مي انجامد حرکت وضعي گفته مي شود. نتيجه اين حرکت پيدايش شب و روز و اختلاف ساعت در روي زمين است. حمل و نقل: جابجايي مسافران و يا کالا را از منطقه هاي به مناطق ديگر را حمل و نقل گويند. حمل و نقل دريايي: جابجايي مسافران و يا کالا در دريا و اقيانوس بوسيله کشتي از يک بندر به بندر ديگر، حمل و نقل دريايي گفته مي شود. حوضه آبگير: آن قسمت از ارتفاعات کوهها که جويبارهاي کوچک و بزرگ بهم مي پيوندند و يک رود را تشکيل ميدهند، حوضه آبگير نام دارد . حوضه رود: به سرزميني که يک رود با شعبه هايش در آن جريان دارد حوضه رود گفته مي شود بين دو حوضه خط تقسيم آب وجود دارد در يک حوضه رود، شيب زمين به گونه اي است که همه بارش ها بسوي رودخانه اصلي جريان مي يابند. خ: خانه باغ: در روستاهاي شمال ايران، خانه هاي روستايي متمرکز نيست و در کنارهم قرار ندارند به چنين خانه هايي که در ميان مزرعه قرار گرفته اند ، خانه باغ گفته مي شود. خاور ميانه: مجموعه کشورهايي که در جنوب غرب قاره آسيا و شمال آفريقا قرار دارند و عموماً مسلمان نشين نيز هستند خاور ميانه گفته مي شود. خزه –گلسنگ: گياهان سبزي که بر روي سنگ مي رويد و گياه ناقص محسوب مي شود چون گل و ميوه ندارد نوع خاصي از خزه يا گلسنگ درنواحي سرد شمالي زمين مي رويد که به آن ليخن هم گفته مي شود. خشکبار: روستائيان ميوه درختاني همچون زردآلو، گوجه، هلو، پسته ، گردو و بادام را در تابستان چيده و در آفتاب خشک مي کنند و براي فصل پائيز و زمستان از آن استفاده ميکنند به اين گونه ميوه هاي خشک شده خشکبار مي گويندخشکبار ايران شهرت جهاني دارد و به خارج از کشور نيز صادر مي شود. خشکسالي: به يک دوره آب و هوايي بي باران و يا بسيار کم باران گفته مي شود در اين دوره ممکن است که چند سال طول بکشد ، ميزان بارندگي سالانه کمتر، از ميانگين بارش د رآن ناحيه است. خط الراس: خطي که نقاط مرتفع يک رشته کوه را به هم متصل ميکند خط الراس گويند. خط تقسيم آب: خط تقسيم آب همان خط الراس است که نقاط مرتفع يک رشته کوه را به هم پيوند ميدهد ، ريزشهاي جوي در 2 سوي خط تقسيم آب به دو سمت متفاوت جريان مي يابند. خليج: پيشرفتگي آب به داخل خشکي ها را اصطلاحاً خليج مي گويند مانند خليج فارس که ادامه درياي عمان به داخل شبه جزيره عربستان است. خور: پيش رفتگي محدود و باريک دريا به درون نواحي ساحلي را خور مي گويند. د: دامنه کم شيب: در يک ناهمواري ، سطوحي که با شيب و تند ي ملايمي به سمت خط الراس کوه امتداد يافته ، دامنه کم شيب گفته مي شود. دامنه تپه ها و کوهها ي کم ارتفاع ، دامنه هاي کم شيبي را تشکيل مي دهند. دانه هاي روغني: برخي گياهان مانند پنبه، آفتاب گردان، بادام، دانه هايي را توليد ميکنند که داراي چربي و روغن نسبتاً زيادي هستند . و از قديم مردم اين دانه ها را به دانه هاي روغني مي شناختند و از آن استفاده مي کردند. دب اکبر: هفت ستاره ايکه در شمال آسمان قرار دارند و شبها به شکل علامت سوال يا يک ملاقه قابل رويت است دب اکبر گفته ميشود صورت فلکي دب اکبر در آسمان مردمان نخستين ، براي يافتن جهت شمال زمين از گذشته تا امروز بهره مي جستند. درختچه: بوته هاي بلندي که از ساقه و شاخ و برگ تشکيل شده ليکن از اندازه درخت هاي معمولي کوتاهترند، به درختچه معروف است. درختکاري: کاشت درخت در سطح وسيع بوسيله انسان را درختکاري گويند اين کار بمنظورتلطيف هوا،ايجاد فضاي سبز و يا جايگزيني درختان قطع شده صورت مي پذيرد. دره جوان: در نواحي کوهستاني رودخانه ها دره هايي را بر اثر فرسايش ايجاد کرده اند ،چنانچه اين دره ها عميق،صخره اي و پر شيب باشندبه دره جوان معروف ميشوند. دريا: گودالهاي بزرگي از آبهاي شور در مجاورت قاره ها را دريا مي گويند . معمولاً درياها به اقيانوسها متصل مي باشند. دريابار: ديواره هاي سنگي مشرف به دريا با شيب تند حدود 10 تا 90 درجه را دريابار گويند. درياچه: به گودالهايي در خشکي ها که از آب پر شده باشنددرياچه گفته مي شود، آب برخي از درياچه ها شور و برخي شيرين است درياچه خزر بزرگترين درياچه جهان است. درياچه ها از مناظر زيباي طبيعت هستند. درياچه اروميه: بزرگترين درياچه داخلي ايران درياچه اروميه است که بين استان آذربايجان غربي و شرقي واقع شده است و شورترين درياچه ايران محسوب مي شود. درياچه داخلي: درياچه هايي که در محدوده سياسي يك كشور قراردارند درياچه داخلي گفته مي شوند مانند درياچه اروميه . درياچه فصلي: به درياچه هاي مناطق خشک و نيمه خشک که در فصل تابستان بيشتر آب خود را بر اثر تبخير از دستمي دهند و يا بکلي خشک مي شوند درياچه فصلي گفته مي شود. درياچه مصنوعي: درياچه هايي که به وسيله انسان بوجود مي آيند مانند درياچه هاي پشت سدها. درياچه هامون در شرق کشور و در استان سيستان و بلوچستان قرار گرفته و عمق متوسط آن 5 متر است اين درياچه فصلي است و در اطراف آن نيزارهاي وسيعي ديده مي شود که براي حصير بافي و تغذيه گاوها مورد استفاده قرار مي گيرد. دشت یا چاله: زمين پهناور و مسطح را دشت مي گويند.معمولاً دشتها از اطراف به زمين هاي مرتفع منتهي مي شوند دشتها ممکن است حاصلخيز و يا خشک و بياباني باشند. دشتاب -ايوان خشکي: در امتداد ساحل بخشهايي که تا عمق 200 متر زير آب قرار گرفته اند، دشتاب يا ايوان خشکي ناميده مي شوند.اين قسمت از بستر دريا ممکن است کم شيب و يا پر شيب باشد. دلتا: چهارمين حرف از الفباي يونان قديم دلتا است و در جغرافيا به زمين حاصلخيز و آبرفتي گفته مي شودکه مواد آبرفتي آن را رودها با خود آورده و در بدو ورود به دريا ته نشين نموده اند،دلتاها با ته نشين شدنگل ولاي حمل شده در کنار دريا تشکيل مي گرددو به شکل مثلث بوده که شبيه حرف دال در زبان يوناني است. دهانه آتشفشان: خروج انفجار آميز مواد مذاب از قله يک آتشفشان سبب مي شود که قله مخروط آتشفشان بشکل دهانه و حفره اي گود ظاهر شود. معولاً پس از فعاليت آتشفشان و در دوره خاموشي آن ، دهانه آتشفشان از آب پر شده و بصورت يک درياچه زيبا ظاهر مي شود. دوره شکار: مورخان معتقدند قبل از اينکه انسان به زندگي کوچ نشيني و يا روستا نشيني روي آورد در دوره شکار بسر مي برد و روزگار مي گذرانده و از طريق شکار حيوانات زندگي مي کرده است. ذ: ذوب آهن: کارخانجات عظيمي که مي توانند در کوره خود سنگ آهن را ذوب نموده و آهن و فولاد تهيه نمايند .، در ايران کارخانجات ذوب آهن اصفهان و فولاد مبارکه از مهمترين کارخانجات توليد فولاد و آهن در کشور هستند. ر: راه: به مسيري که دو يا چند نقطه را هم متصل سازد راه گويند . ممکن است اين راه بين روستاها،شهرها ، بنادر ، فرودگاهها باشند راهها به سه نوع زميني ، دريايي و هوايي تقسيم مي شوند. راه آبي: راهي که مخصوص عبور وسايل حمل و نقل آبي مانند انواع کشتي ها و قايق ها است و از مسير رودها، درياها و اقيانوسها ميگذرد را راه آبي گويند گرچه راه آبي دقيقاً در سطح دريا مشخص نشده ليکن کشتي ها در مسيري هاي خاصي حرکت مي کنند. راه زميني: مسيري است که براي عبور وسايل حمل ونقل جاده اي مانند اتومبيل ، کاميون، اتوبوس ، موتور سيکلت در سطح زمين احداث شده است. راههاي آهن نيز جزء راههاي زميني محسوب مي شوند. راه شوسه: جاده خاكي است كه به وسيله غلطكهاي مكانيكي مسطح شده باشند. راه کوهستاني: راهي است که در دامنه هاي کوهستاني احداث شده است و معمولاً پر خم و پر پيچ بوده و از گردنه هاي صعب العبور مي گذرد وممکن است در برخي مواقع هم چون فصل زمستان براي مدتي مسدود شود. راه هوايي: راهي که مخصوص عبور ومرور وسايلي که هم چون هواپيما، چرخ بالها است، و اين وسايل در مسيرهاي مشخصي بين فرودگاه ها در حرکتند. راهنماي نقشه: مجموعه علايمي را در کنار نقشه قرار مي دهند تا معني و مفهوم ، علايم ، نشانه ها و رنگهايي که در نقشه ها بکار مي روند ، را بيان نمايد.بدون استفاده از راهنماي نقشه،درک علائم داخل نقشه کار مشکلي است. رسوب: موادي که بوسيله رودها، يخچالها،يا باد از جايي به جايي ديگر برده و در آنجا ته نشين مي شود،در جغرافيا رسوب گفته مي شود معمولاً رسوبات در کف رودها، درياچه ها ته نشين مي شوند. رشته کوه: رشته کوه عبارتست از تعدادي کوههاي بزرگ و کوچک که مانند زنجير در يک امتداد کشيده شده اند مانند رشته کوه البرز، رشته کوه زاگرس. رشته کوه اقيانوسي: برجستگيهاي کف اقيانسها را که گاهي قلل آن از سطح آب بيرون آمده و جزيره اي را بوجود آورده است، رشته کوه ميان اقيانوس گويند چنين رشته کوهي در بستر اقيانوس اطلس از شمال تا جنوب کشيده شده است. رود: جرياني از آب که درتمام يا بخشي از  سال دريک بستر معين بسوي دريا يا درياچه يا يک دشت در حرکت است. رود فصلي: جرياني از آب که در يک مسير معين در بخشي از سال در حرکت است در مناطق خشک و نيمه خشک و در فصل تابستان و پائيز معمولاً بستر اين گونه رودها خشک مي شود. رودمرزي: برخي از رودها ممکن است در مسير خود بين دو کشور جريان داشته در اين حالت مرز 2 کشور را رودخانه تشکيل مي دهد مانند رود ارس که مرز بين کشور ايران و جمهوري هاي آذربايجان و ارمنستان است. روز قطبي: در مناطق قطبي طول روز و شب در سراسر سال يکسان نبوده و ممکن است روزها بيش از 24 ساعت به درازا بکشد . در نواحي نزديک به قطب شمال يا جنوب در فصل تابستان هفته ها و ماهها خورشيد درافق مي چرخد و غروب نمي کند که به روز قطبي شهرت دارد. درنيمه ديگر سال هفته ها و ماهها خورشيد در قطب طلوع نميکند و شبهاي بلند قطبي ظاهر مي شود. روستا: به سکونت گاههايي گفته مي شود که در آنجا اکثريت مردم به کشاورزي و ساير فعاليت هاي وابسته به زمين مشغول هستند، در روستاها معمولاً مناظر طبيعي وسعت زيادي دارد. روستاي پاي کوهي: روستايي که در دامنه و پائين کوه بوجود آمده است ، اين روستاها معمولاً روي مخروط افکنه قرار دارند، و از منابع آب و خاک حاصلخيز بهره مي برند. روستاي پراکنده: به روستاهايي گفته ميشود که در آن هر خانه روستايي در کنار مزرعه اش قراردارد و خانه ها در يک محدوده متمرکز نشده اند، در کشور ما روستاهاي پراکنده در استانهاي مجاور درياي خزر مشاهده ميشود. روستاي متمرکز: به روستاهايي گفته ميشود که در آن خانه ها روستايي بطور فشرده در کنار هم و دور از مزارع کشاورزي قرار دارند درنواحي خشک و نيمه خشک ايرا ن خانه هاي روستائيان درکنار هم و به دور چاه يا چشمه يا رودخانه اي بنا شده اند. ز: زاگرس خشک: رشته کوههاي زاگرس که از شمال غرب ايران تا شمال تنگه هرمز ادامه دارد ، بخش جنوبي آن کمتردر معرض بادهاي مرطوب و باران آور غربي است، دامنه هاي آن خشک و از جنگلهاي تنگ خالي است، به اين بخش از کوههاي زاگرس ،خشک مي گويند. زاگرس مرطوب: ارتفاعات و رشته کوهها ي زاگرس از شمال غرب ايرا ن در استان کردستان آغاز مي شود و تا تنگه هرمز امتداد پيدا ميکند، نيمه شمال غربي اين رشته کوه د رمعرض بادهاي مرطوب غربي قرار داردو به زاگرس مرطوب شهرت دارد که از جنگلهاي بلوط پوشيده شده است. زاويه تابش: در طول سال، زاويه تابش آفتاب در زمانهاي مشخص مانند ظهر يکسان نيست درفصل تابستان اين زاويه تابش عمودي تر و در فصل زمستان اين زاويه تابش مايل است و همين تغيير زاويه تابش سبب تغيير دريافت انرژي گرمايي از خورشيد بوده و دماي فصول را تغيير مي دهد.                                                                                            زلزله: تکانهاي شديد و يا آرام سطح زمين را که سبب بحرکت درآمدن اشياء يا تخريب ساختمانها و يا ايجاد شکاف درسطح زمين ميشود، اصطلاحاً زلزله ميگويند. زلزله نگار: زلزله نگار  وسيله اي است که ميتواند لرزش هاي کوچک و بزرگ زمين را بشکلي نشان دهد زلزله نگارهاي امروزي نوسانات زمين را بصورت منحني هاي شکسته ترسيم ميکندکه شدت ، زمان و مکان وقوع زلزله را مشخص مي نمايد. زنبورداري: يکي از فعاليت هاي بخش کشاورزي است و از مشاغل روستائيان است. آماده سازي و مراقبت از کندو هاي زنبور به منظور توليد و فروش عسل انجام مي شود. زندگي روستايي: شيوه اي از زندگي که در آن اکثر مردم به فعاليت هاي رايج در روستا مانند کشاورزي و دامپروري مشغولند و آداب و رسوم خاص خود را دارند که مخصوص زندگي در روستاست. زندگي شهري: شيوه اي از زندگي که در آن اکثر مردم به مشاغل شهري مثل کار درکارخانه ها و ادارات و فروشگاهها و نظاير آن مشغولند. نوع مصرف کالا ، آداب و رسوم مردم درشهر متفاوت از زندگي روستايي است. زندگي عشايري: زندگي عشايري وابسته به دامپروري است در اين نوع زندگي عشاير براي يافتن چراگاه از جايي به جايي ديگر کوچ مي کنند. امروزه اين شيوه زندگي رونق چنداني ندارد. زيست بوم: مکانهائي که نوع خاصي از گياهان و جانوران در کنار هم استقرار يافته و زندگي ميکنند اصطلاحاً زيست بوم يا بيوم گفته ميشود بعنوان مثال ، محيط جنگل يا بيابان يک زيست بوم است. س: ساحل – کناره: ساحل يا کناره جايي است که خشکي با دريا تماس پيدا ميکند، امواج دريا به صورت کف آلودي بر سطح آن مي سايد سواحل کم شيب مکان مناسبي براي استراحت و استفاده از درياست. ساحل صخره اي: زماني که کوهها و صخره ها به داخل دريا پيش رفته باشند و ساحل بصورت پرتگاه بر دريا مشرف باشد، به چنين ساحلي ،ساحل صخره اي يا دريابار اطلاق ميشود. سال کبيسه: سالي که 365 روز در نظر گرفته مي شود و هر چهار سال يکبار با افزودن يک روز به اسفند ماه رخ ميدهد، سال کبيسه مي نامند،چون هر سال به سال رسمي افزوده ميشود و سال کبيسه اعلام ميشود. سال نوري: مسافتي را که نوربا سرعت 300 کيلومتر در ثانيه بمدت يکسال طي ميکند ، يکسال نوري گفته ميشود ، بنابراين سال نوري واحد مسافت است . اين واحد در فواصل بسيار زياد بين ستارگان مورد استفاده است. ساوان: پوشش گياهي مناطق مداري که در آن گياهان علفي توام با درختان پراکنده ديده مي شود. اين پوشش گياهي در افريقا و امريکاي جنوبي، در مجاورت جنگلهاي استوايي ديده مي شود زرافه،گور خر، فيل از حيوانات بومي منطقه ساوان محسوب ميشوند. ستاره: به اجرام آسماني داغ و سوزان که از خود نور توليد ميکنند ستاره گويند. خورشيد ما هم يک ستاره است. ستاره قطبي يا جدي: در امتداد محور شمالي زمين، ستاره اي قرار دارد که به ستاره قطبي يا جدي معروف است مردم از قديم اين ستاره را درآسمان مي شناختند و شمال زمين را با توجه به آن پيدا مي کردند. سحابي: سحابي ها مجموعه اي از گازها هستندکه گاه منشاء بوجود آمدن ستارگان ميباشند. سد: ديوار بلندي است که درمقابل جريان آب احداث ميکنند. در پشت سدها معمولاًدرياچه اي ايجادميشود سدکرج، سدکارون،سدسفيدرود از سدهاي مهم کشور ماست. سدها علاوه بر ذخيره آب مورد نياز شهرها و کشاورزي ، براي توليد برق نيز اهميت دارند. سد خاکي: سدي که بوسيله سنگ و شن و ماسه بر روي رودها ايجاد مي شود. سد مخزني: سدهاي بتوني بزرگ و محکمي که بر روي رودخانه هاي بزرگ احداث مي شوند و آب جمع شده پشت آن ذخيره مي شود، اين آب ذخيره شده جهت کشاورزي و يا بدست آوردن انرژي برق مورد استفاده قرار ميگيرد. سدمرجاني آتل: توده هاي مرجاني در درياي کم عمق نواحي گرم، ممکن است بشکل جزاير و پشته هايي در زير آب ظاهر شوند.به اين جزاير آتل هم ميگويند. سياره: اجرامي که بدور يک ستاره مي چرخند سياره ناميده ميشوند، مانند سيارات منظومه شمسي که بدور خورشيد مي گردند سياره از خود نوري ندارد گرچه در تلسکوپ به شکل قرصي نوراني ديده مي شوند اما نور آنها از ستاره خورشيد است. سيل: هنگاميکه آب يک رودخانه از مجراي اصلي خود خارج شود و زمين هاي اطراف را فرا بگيرد سيل رخ مي دهد.اغلب سيلها پس از بارندگي هاي شديد و مداوم رخ مي دهند. سيلاب: جريان خروشان و سرکش حجم عظيمي از آب راسيلاب گويند ،به هر دليل همراه شدن مواد گل و ماسه و سنگ در سيلاب ها، رنگ آب قهوه اي شده و پس از تخريب و فروکش کردن سيل ، لايه اي از گل ولاي بر زمين در اطراف مسير سيل مي نشيند. ش:                                                                                                   شاليزار: به زمينهاي مسطح که ساقه هاي جوان برنج در آن رشد مي کند، شاليزار گفته ميشود شاليزار هاي مهم ايران در کناره درياي خزر است. شبه جزيره: شبه جزيره خشکي بزرگي يا کوچکي است که از يک سو به خشکي اصلي متصل است معمولاً شبه جزيره ها در کنار قاره ها شکل گرفته اند، مانند شبه جزيره عربستان که اطراف آن را آب فرا گرفته و از يک طرف به خشکي آسيا وصل است. شرجي: به نوعي از حالت هوا گفته ميشود که درآن دماي بالا با رطوبت زياد همراه شده باشد اين نوع هوا ،معمولاً تنفس را مشکل ميکند و بيشتر در شهرهاي ساحلي و در روزهاي گرم رخ ميدهد. شفق قطبي: پديده جالبي است که در شبهاي مناطق قطبي رخ ميدهد . بر اثر ملتهب شدن گازهاي بالاي جو پرده هائي از نور آسمان قطبي را بطور متناوب نوراني ميکند. دانشمندان به اين پديده زيبا < اورا> ياشفق ميگويند. شکست: بر اثر فشار دروني زمين ممکن است پوسته زمين بشکند و درز يا شکاف هايي در سطح زمين ظاهر سازد،به اينگونه ترک هااصطلاحاً شکست گفته مي شود. در شکست لايه ها جابجا نمي شوند. شهرساحلي: به شهرهايي که در ساحل درياها و اقيانوسها پديد آمده اند شهر ساحلي گفته ميشود در اين شهرها ،فعاليتهاومشاغل بيشترمردم به دريا وابسته است. شيب قاره: معمولاً بستر اقيانوسها ودريا تا عمق 200 متر از شيب ملايمي برخوردار است سپس به يکباره با شيب تندي به عمق آب افزوده مي شود زمين شناسان به شيب تند اقيانوسها ،شيب قاره ميگويند. ص:                                                                                           صادرات: کالاهايي که در داخل يک سرزمين توليد ميشود ممکن است براي فروش به مکانهاي ديگر ارسال گردد،به اين فرايند صادرات گويند. نفت و قالي وپسته از مهمترين صادرات ايران است.کالاهاي صادراتي از بنادر يا فرودگاههاويا مرزهاي زميني به خارج ارسال مي شود. صفحات تکتونيک: امروزه زمين شناسان معتقدند که پوسته جامد زمين يکپارچه نبوده بلکه از صفحات جداگانه اي تشکيل شده است.صفحات پوسته زمين روي بخش مذاب گوشته يا جبه حالت شناور دارند از اينرو صفحات نسبت بهم داراي حرکت هستند. صنايع دستي: کالاهايي را که هنرمندان بکمک دست همراه با ذوق و سليقه و خلاقيت خود توليد ميکند صنايع دستي گفته ميشود از صنايع دستي مهم در ايران ،ميتوان به قالي،جاجيم،سفال وکاشيکاري اشاره کرد. صنعت: صنعت بمعني تغيير شکل مواد اوليه و تبديل به کالاهاي مورد استفاده مردم است اين فعاليت معمولاً در کارگاهها و کارخانجات صورت ميپذيرد. صورت فلکي: در زمانهاي قديم ستاره شناسان براي مجموعه اي از ستارگان آسمان،يک شکل خاصي شبيه به حيوانات يا اشياء را پيدا ميکردند و اسم همان موجود را بر آن مجموعه ستاره اي مي گذاشتند به اين مجموعه صورت فلکي گفته ميشود. صيد ماهي: يکي از مشاغل وابسته به بخش کشاورزي است .ماهيگيري ازرودها،درياهاودرياچه ها به منظور فروش، مصرف و يا تهيه کنسرو صورت ميگيرد. ط: طغيان رود:معمولاً پس از بارندگي هاي شديد و مداوم و يا ذوب سريع برفها ،آب رودها از بستر اصلي خود خارج شده و زمين هاي اطراف را فراميگيردو اصطلاحاً رود طغيان با تخريب نيز همراه مي باشد. طوفان: وزش بادها با سرعت بيش از 60 کيلومتر را طوفان ميگويند. در هواي طوفاني ،بلند شدن گرد وخاک ميدان ديد را کم و شکسته شدن شاخه هاي درختان را بهمراه دارد ، در دريا هم  طوفانها سبب تشکيل امواج مهيب ميشوند. طول جغرافيايي: طول جغرافيايي خط فرضي رسم شده روي کره جغرافيا يا نقشه هاي جغرافيايي است که مشخص ميکند هر نقطه روي زمين در چه فاصله اي از نصف النهار مبداء قرار دارد . مناطقي که درشرق نصف النهار مبداء قرار دارند  داراي طول جغرافيايي شرقي بوده و نقاطي که در سمت غرب آن هستند داراي طول جغرافيايي غربي مي باشند طول جغرافيايي بين صفر تا 180 درجه شرقي يا غربي تغيير ميکند. ع: عرض جغرافيايي: خط فرضي رسم شده روي کره جغرافيا يا نقشه هاي جغرافيايي است که مشخص ميکند هر نقطه در چه فاصله اي از خط استوا قرار گرفته است. نقاطي که در شمال خط استوا قرار دارند  داراي عرض شمالي بوده و نقاط جنوب خط استوا داراي عرض جغرافيايي جنوبي هستند. عرض جغرافيايي هر منطقه مي تواند بين صفر تا 90 درجه شمالي يا جنوبي تغيير کند. عشاير: عشاير يا کوچ نشينان مردمي هستند که از تعداد ي طايفه تشکيل شده اند و بصورت قبيله اي زندگي ميکنند شغل اصلي آنها دامداري است و براي چراندن دامها خود بين ييلاق و قشلاق جابجا ميشود. عکس هوايي: عکس هوايي به عکسي که با وسايل هوايي مانند هواپيما از سطح زمين برداشته ميشود گفته ميشود اين عکس ها براي مطالعه پديده هاي روي زمين و تهيه نقشه بکار ميرود. عکس هوايي معمولاً بصورت قايم تصوير برداري مي شود. عکس هوايي مايل: عکس هوايي مايل به عکسهايي هوايي که محور دوربين مايل باشد گفته مي شود . اين عکسها د رتهيه نقشه کاربردي ندارد ولي براي مطالعه و شناخت پديده هاي سطح زمين مورد استفاده قرار گيرد. عکس هاي هوايي عمودي: عکس هوايي که بوسيله هواپيما بطور قائم از سطح زمين برداشته شود عکس قايم گفته مي شود در اين نوع عکس ، محور دوربين عمود بر سطح زمين است، از اين عکس ها براي تهيه نقشه استفاده مي شود. علائم نقشه: هر نقشه جغرافيايي حاوي يک سري خطوط ، علايم و رنگهاي مختلف است که هر يک از اين علايم داراي معناي خاصي هستند و بکمک آنها نقشه ، گويا مي شود. عوامل جذب جمعيت: به عواملي که سبب مي شود مردم ،منطقه اي را براي زندگي انتخاب نمايند عوامل جذب جمعيت گويند مانند منابع،آب،خاک مناسب،آب و هواي معتدل معادن،امکانات بازرگاني و تجارت. عوامل دفع جمعيت: به دلايلي که سبب مي شود مردم منطقه اي را براي سکونت انتخاب نکنند ويا از آن منطقه مهاجرت نمايند، عوامل دفع جمعيت مي گويند مانند نبود منابع و معادن ، نبودن امنيت آب و هواي بسيار سرد و يا بسيار گرم. غار: حفره هايي که بطور طبيعي در سطح زمين و يا درون کوهها ايجاد ميشوند غار گفته ميشود، غارها بيشتر در محل هايي که جنس سنگها در برابر فرسايش سست است، تشکيل ميشود. غارآهکي: به حفره هايي که در زمين هاي آهکي بر اثر حل شدن مواد آهکي بوسيله آبهاي زير زميني ايجاد ميشود، غار آهکي گفته ميشود. غاريخي: در مناطق سرد قطبي و يخچالها ي طبيعي کوهستاني، حفره هاي بزرگي با ديواره هاي يخي بوجود مي آيد که به غار يخي معروف است. ف:                                                                                             فرسايش: فرسوده شدن زمين بوسيله عوامل مختلف نظير آب، يخ وباد فرسايش ناميده ميشود بر اثر فرسايش شکل ظاهري ناهمواريها تغيير ميکند ، فرسايش به مرور زمان صخره، کوهها و ناهمواريها را خورد کرده و به نواحي پست و کم ارتفاع تبديل مي کند. فرودگاه: محل نشستن و برخاستن هواپيما از زمين را فرودگاه گويند،هواپيماها نمي توانند در هر نقطه اي از زمين فرود بيايند، از اينرو به مسيرهاي مشخصي که باند گفته ميشودنياز دارند. فشارسنج: فشار سنج به ابزاري که فشار هوا را اندازه گيري ميکند،گفته ميشود، معمولاً معمولي ترين فشار سنج ها، فشارسنج هاي جيوه اي است، فشار جو در ارتفاع صفر متر يعني کنار دريا ، معادل 76 سانتيمتر جيوه است. فلات: سرزمين هاي بلند نسبت به سطح دريا و نسبتاً مسطح را فلات گويند، ممکن است اطراف فلات را رشته کوههاي بسيار مرتفع احاطه کرده باشد بلندترين فلات و سرزمين بلند جهان، فلات تبت است که رشته کوه هيماليا و قله اورست در آن قرار دارد. فلات قاره-دشتاب: فلات قاره يا دشتاب، به آن بخش از بستر دريا گفته ميشود که تا عمق 200 متري از سطح دريا قرار داشته باشد. وسعت فلات قاره بسته به شيب ساحل ممکن است زياد و کم باشد. جزاير و منابع دريا بيشتر در فلات قاره هستندبه دشتاب ايوان خشکي هم ميگويند. فلات کم ارتفاع: فلاتي راکه پس از گذشت ميليونها سال بر اثر فرسايش ،ارتفاع کوههاي آن کم و به شکل گنبدي شده و دره ها نيز عريض شوندرا فلات کم ارتفاع ميگويند. ق: قاره: قطعه خشکيهاي اصلي بزرگ زمين را قاره گويند از اطراف با شيب کم به اقيانوسها متصل ميشوند، شش قاره کره زمين به ترتيب وسعت ، عبارتند از آسيا ،آمريکا،افريقا ،قطب جنوب ،اروپاو استراليا.  قاره قطب جنوب: در جنوبي ترين نقطه کره زمين، ششمين قطعه يا قاره که سراسر آن از يخ و برف پوشيده شده استقرار دارد و قاره قطب جنوب مي گويند ، در اين بخش از جهان بدليل سرماي طاقت فرسا کسي زندگي نمي کند و به دولت خاصي تعلق ندارد تنها گروهي از محققين و دانشمندان بطور موقت به انجام پژوهش هاي علمي مي پردازند. قالي-قاليچه: يکي از صنايع دستي مهم و قديمي کشور ما قالي و قاليچه است در مناطقي که دام  پرور بوده و از پشم دام استفاده ميکنند اين صنعت ، رواج بيشتري دارد. قالي هاي ايراني از گذشته در جهان شهرت داشته است. قبله يابي: قبله يابي يعني يافتن جهت قبله که معمولاً بوسيله قبله نما که نوعي قطب نماست انجام مي گيرد.قبله ما مسلمانان شهر مکه در عربستان سعودي است که مسلمانان در هنگام انجام فريضه نماز بسوي آن مي ايستند در ايران قبله در سمت غربي کشور ماست. قشلاق:پس از سرد شدن هوا در فصل پائيز کوچ نشينان به همراه دام هايشان به تدريج از نواحي مرتفع کوهستان يا ييلاق به سمت قشلاق کوچ ميکنند.دشتهاي مجاور کوهستانها ، قشلاق عشاير و کوچ نشينان است. قطار:يکي از وسيله هاي حمل مسافر و يا بار که بر روي 2 ريل فلزي حرکت ميکند قطار است اين وسيله امروزه بسياري از کشورها رابهم پيوند مي دهد و نقاط شهري_ روستايي،بنادر و مرزهارا به يکديگرمتصل مي سازد. قطب: شمالي ترين و جنوبي ترين نقاط کره زمين که در 2 سر محور چرخش زمين قرار گرفته اند ، قطبهاي زمين گفته مي شوند . بر طبق قرارداد جغرافيدانان ،قطب شمال را در بالا و قطب جنوب را پائين زمين در نظر گرفته اند. قطب نما: وسيله اي است که بکمک يک عقربه مغناطيسي کوچک جهت شمال و جنوب زمين را مشخص مي کند با توجه به خاصيت مغناطيسي کره زمين يک تيغه کوچک مغناطيس وقتي بطور آزاد روي محوري قرار بگيرد مي تواند شمال و جنوب زمين را نشان بدهد ، اين وسيله در کشتي ها    ،هواپيماها و غيره مورد استفاده قرار مي گیرد. قله: بلندترين نقطه يک کوه يا يک رشته کوه را قله مي گويند، فتح قله هاي بلند و غير قابل دسترس همواره آرزوي کوهنوردان بوده است قلل معروف ايران، دماوند ،سبلان ،کرکس و قله معروف جهان اورست است. قنات – کاريز: قنات يا کاريز يک تونل زير زميني است که روستائيان مناطق خشک و نيمه خشک براي بدست آوردن آب از مناطق کوهستاني مجاور حفر ميکردندقنات مجموعه اي از چاههايي است که از زير زمين به يکديگر مربوطند است و آب را از پاي کوه به دشت هدايت ميکند. ک:                                                                                                کارخانه: جايي است که درآن با تغيير دادن مواد اوليه بشکل کالاي قابل مصرف، آن را قابل استفاده ميکنند مانند کارخانه نخ ريسي که پنبه را به نخ تبديل ميکند و يا کارخانه و رنگ سازي که از مواد شيميايي رنگ توليد ميکند. کارخانه فولاد: يکي از صنايع مهم و بزرگ ،کارخانه فولاد است .که با ذوب کردن آهن،فولاد بدست مي آيد فولاد،آهن نسبتاً خالصي است که درصنايع گوناگون فلزي مانند کشتي سازي و اتومبيل سازي مصارف بسيار دارد. کاريز-قنات: کاريز يا قنات مسير آبي حفر شده در زير زمين است که روستائيان مناطق نيمه خشک آب را از کوهپايه به سمت روستاي خود هدايت ميکنند.اولين چاه در کوهپايه حفر شده و به آب مي رسد و چاههاي ديگر در زير زمين بهم مربوط مي شوند و آّ را به روستا هاي پائين دست منتقل مي کنند. کانال: آبراهه باريکي است که درياهاي بزرگ يا اقيانوسها را به هم متصل ميکند ، کانالها مهمترين و کوتاهترين مسير رفت و آمد کشتي هاست مانند کانال سوئز و کانال پاناما. کانال سوئز: آبراهه مصنوعي که بين درياي سرخ و درياي مديترانه احداث شده و از داخل کشور مصر عبور مي کند اين آبراهه مسير عبور کشتي ها را بسيار کوتاه کرده است. کره جغرافيا: مدل کوچک شده اي از کره زمين است و نقشه قاره ها واقيانوسها برروي آن ترسيم شده است. کريل: موجودات ريز و سرگردان درون آب دريا که نوعي ميگو محسوب مي شوندکريل نام دارند ، کريل ها اولين حلقه در چرخه غذايي در درياها مي باشند، پلانکتون ها هم جزو کريلها منظور مي شوند. کشاورزي ديم: اين نوع کشاورزي براي آبياري، بيشتر به بارش باران و رطوبت هوا متکي است . درمناطق مرطوب و پر باران که نيازي به آبياري دستي نيست و يا مناطق کوهستاني که امکان آبياري به روشهاي معمول وجود ندارد ،کشت ديم رايج است.محصول کشت ديم بخوبي کشت آبي نيست. کشت: کشت يا زراعت فن و مهارتي است که بکمک آن کشاورز از بذر گياهان محصول فراوان بدست مي آورد. کشتي: يکي از وسايل جابجايي مسافر و کالا کشتي ها هستند . امروزه بيشترين صادرات و واردات کشورها از طريق دريا و اقيانوس با اين وسيله مطمئن صورت مي پذيرد.کشتي هاي بزرگ اقيانوس پيما امروزه بصورت شهر هاي متحرک در آمده اند. کليسا: مکان مقدس عبادت مسيحيان کليساست در کليسا علاوه بر عبادت در روزهاي يکشنبه ،مراسم خاصي مانند عقد،ازدواج درآن صورت مي گيرد.کليساها در جهان از معماري زيبايي برخوردار هستندکليساي سن پتر در واتيکان بزرگترين کليساي جهان است. کناره مضرس-بريده: معمولاً سواحل دريا در يک ناحيه کوهستاني، سواحل مضرس يا بريده دارندکه براي ايجاد بنادر مناسب هستند. کناره يا کرانه: کرانه يا کناره و يا ساحل ، محل تماس آب دريا يا اقيانوس با خشکي ها است کناره يا ساحل ممکن است کم شيب و يا پر شيب و صخره اي باشد. کرانه هاي کم شيب جاذبه بيشتري براي فعاليت هاي توريستي دارند. کهکشان: مجموعه چند ميليوني ستارگان را کهکشان مي گويند ستارگان آسمان در کهکشان ها و در کنار هم استقرار دارند بين کهکشانها ديگر ممکن است ميليونها سال نوري فاصله باشد،خورشيد و منظومه شمسي ما در کهکشان راه شيري قرار دارد.                                                         کوچ نشين: به گروهي از مردم که همواره دام هايشان در فصول مختلف بين ييلاق وقشلاق حرکت ميکنند کوچ رو يا کوچ نشين ميگويند، عشاير کوچ نشين، تابستانها را در دامنه کوهها و زمستانها را در مناطق پست مجاورمی گذرانند. کوهپايه: به زمين هايي که بين نقاط مرتفع کوه و نواحي پست مجاور آن قرار گرفته اند ، کوهپايه مي گويند معمولاً در کوهپايه ها به دليل وجود آب و خاک مناسب آبرفتي ،روستاهاو شهرهايي شکل گرفته اند. کوهستان: به زمينهاي وسيع بسيار مرتفع ،کوهستان گفته مي شود ،کوهها دامنه هاي پر شيب دارندو زمين هاي ناهموار را عرضه ميکنند،مرتفع ترين منطقه کوهستاني، کوهستانهاي پامير و تبت و رشته کوه هيمالياست. کوههاي فرسوده: کوههاي فرسوده يا پير مربوط به ارتفاعات دوره هاي قديمي زمين شناسي هستند که بر اثر فرسايش طولاني به کوههاي کم ارتفاع و گنبدي شکل تبديل شده اند. کوههاي يخي: آيسبرگ يا کوه يخ، توده بزرگي از يخ هستند که در دريا شناورند ، در محل برخورد پهنه هاي يخي گرينلند و يا قاره قطب جنوب با آب اقيانوسهاي اطراف ،تکه هاي عظيمي از يخ ها جدا شده و در آب شناور مي شوند. کوير: زمينهايي که ميزان نمک در خاک آنها زياد است و مانع رشد گياهان مي شود به کوير معروف است گاه در سطح کوير ، پهنه هاي سفيد نمک ظاهر مي شودمعمولاً در وسط مناطق بياباني بيشتر زمين ها حالت کويري دارند. گ: گدازه: گدازه ها در نتيجه فوران آتشفشان ها در سطح زمين ظاهر مي شوند. گدازه ها همان مواد دروني زمين هستند که در سطح زمين جريان مي يابند به گدازه ها < لاوا> هم گفته ميشود. گرينوِيچ: نام رصدخانه اي در جنوب غرب شهر لندن است ، نصف النهاري که از اين رصد خانه عبورمی کندنصف النهارمبدأنام دارد.که زمین رابه دونیم کره ی شرقی وغربی تقسیم می کند.                                                         گز:گیاهی است که در مناطق خشک و کم آب قابليت روئيدن و رشد کردن دارد معمولاً در مناطق نيمه بياباني براي تثبيت ماسه و نگهداري و محافظت از خاک درختچه هاي گز مي کارند. گسل: گسل نوعي شکست است که بر اثر وارد شدن فشار به پوسته زمين سبب جابجايي لايه هاي زمين شده است. گلسنگ-خزه: گياهي است که از همزيستي قارچها و جلبگ ها بوجود مي آيد و از نواحي قطبي در سرزمين تندرا تا نواحي استوايي که روي سنگها و تنه درختان و حتي ديوارها ميرويد پراکنده اند اين گياهان فقط سبزينه دارد و فاقد گل و ميوه است. گله داري: گله داري يعني نگهداري و پرورش گروهي از دام ها نظير گوسفند و گاو ، نگهداري ممکن است بوسيله دامپروران يا کشاورزان صورت گيرد. گله گوسفند: تعدادي گوسفند که کمتر از ده راس گوسفند نباشديک گله گوسفند گفته ميشود و روستائيان معمولاً هر کدام گوسفندهاي خود را به چوپاني سپرده و او صبحها با گله گوسفند به چرا مي رود و غروب به روستا بر مي گردد. گودال اقيانوسي: عميق ترين نقاط اقيانوس بشکل گودال است که وسعت چنداني ندارد و هم چون شکافي عميق در بستر اقيانوس ظاهر شده است هيچ گياه و جانوري در اين مناطق زندگي نميکند. عميق ترين گودال درنزديکي جزاير فليپين بنام گودال < ماريا نا> به ثبت رسيده است. گون: نوع بوته خاردار است که در کوهپايه ها و مناطق نيمه مرطوب مي رويد. اين گياه در هنگام سوختن حرارت زياد توليد ميکند که مورد توجه چوپانان است. از اين گياه براي توليدکتيرا بعنوان دارو استفاده ميشود. گياه صنعتي: به گياهاني مانند پنبه، چغندر قند گفته ميشود که براي استفاده ، ابتدابه کارخانه فرستاده مي شود تا به مواد مصرفي تبديل شود. ل: لايه هاي رسوبي: رودها موادي را که با خود حمل ميکنند به درياها منتقل ميکنند، رسوبات در کف دريا به آرامي و بتدريج بر روي هم ته نشين ميشود اين رسوبات بر حسب زمان رسوبگذاري و جنس مواد به صورت لايه لايه مي باشند و ممکن است پس از گذشت زمان سخت شده و بعد ها بر اثر فشار هاي دروني زمين از حالت افقي خارج شوند و از کف دريا بسمت بالا و سر از آب بيرون آورند. ليخن -گل سنگ: ليخن يا گلسنگ سبزه هاي کوتاه قدي مانند خزه هستند که بر روي سنگها مي رويند و از نواحي سرد قطبي تا مناطق استوايي بر روي پوست درختان يا سطح سنگها مي رويند و از رطوبت هوا استفاده ميکنند. م: ماگما-گدازه: به مواد مذاب درون زمين که در زير پوسته جامد قرار دارد ، ماگما يا< لاوا> گفته ميشود اين مواد حرارت بسيار بالايي دارند و وقتي بر اثر آتشفشان به خارج از زمين ميريزند و براه مي افتند به آن گدازه يا روانه گفته مي شود. ماه: ماه تنها قمر زمين است که هر 5/27 روز يکبار به گرد زمين مي چرخد در طول يک ماه هر شب بخشهايي از اين کره که بوسيله نور خورشيد روشن شده در آسمان به صورت هلال يا قرص کامل ديده مي شود. ماهي خاوياري: نوعي از ماهي ها مانند اوزون برون ،تاس ماهي،فيل ماهي و دراکول که تخم آنها حاوي مواد مغزي فراوان است و جنبه غذايي دارد،تخم اين ماهي ها که به خاويار معروف است بسيار گران قيمت بوده و ارزش صادراتي دارد. ماهيگيري: به فعاليتي گفته ميشود که طي آن انسانها بصورت محدود و يا در سطحي وسيع به صيد و شکار ماهي در رودها و درياها و يا اقيانوسها مي پردازند. مجمع الجزاير: مجموعه جزيره هايي که در کنار هم در اقيانوس و يا دريا قرار گرفته اند مجمع الجزاير گفته مي شود.بيشتراين جزاير آتشفشاني هستند و زلزله هاي فراوان در آن رخ مي دهد ، مانند مجمع الجزاير فليپين و ژاپن. مختصات جغرافيايي: جغرافيدانان براي تعيين هر نقطه روي نقشه يا کره جغرافيا ، طول و عرض آن نقطه را که در واقع فاصله هر نقطه از استوا و از نصف النهار مبداء برحسب درجه است،ملاک و معيار قرار داده اند ، مثلاً شهر A  روي مدار 30 درجه شمالي و نصف النهار25 درجه شرقي قرار دارد، پس مختصات جغرافيايي آن منطقه A ،  N º 30 درجه شمالي و ºE 25 درجه شرقي است . مخروط افکنه: رودهايي که در مناطق کوهستاني جريان دارند به نواحي کم شيب و نسبتاً هموار مي رسند موادي را که با خود به همراه آورده اند به تدريج در پائين کوه به شکل مثلث ته نشين مي سازند ، اين زمين هاي مثلث شکل خاک آّبرفتي و حاصلخيزي دارند و اغلب روستاهاي کوهپايه اي در اين مکانها بوجود آمده اند. مد: به بالا آمدن سطح آّب درياها و اقيانوسها بعلت جاذبه ماه و خورشيد ، مد گفته ميشود ، در هر شبانه روز مد درياها با جلو آمدن آب دريا بر روي ساحل ظاهر مي شود. مدار: جغرافيدانان بطور فرضي ، دوايري را بطور افقي و به موازات استوا بر روي زمين درنظر گرفته و آنها را از صفر تا 90 درجه بندي کرده اند .دايره هاي مدار بسمت قطب ها کوچک ميشوند به مدارات بالاي خط استوا، مدارات شمالي و به مدارات پائين خط استوا مدارات جنوبي گفته مي شود. مدار راس الجدي: مدار 23 درجه و 27 دقيقه در جنوب خط استوا در نيم کره جنوبي را مدار راس الجدي گويند ،خورشيد در اول ديماه هر سال هنگام ظهر به نقاط روي اين مدار عمود مي تابد ، اين روز ، بلندترين روز د رنيمکره جنوبي و بلندترين شب در نيمکره شمالي ميباشد. مدار راس السرطان: مدار 23 درجه و27 دقيقه در شمال خط استوا و در نيمکره شمالي را مدار راس سرطان گويند.خورشيد هر ساله در اول تير ماه هنگام ظهر به اين مدار عمود مي تابد .غالب بيابانها در اطراف اين مدار واقع هستند. مدل جغرافيايي: وسيله يا ابزاري که يک پديده طبيعي يا انساني را با ابعاد کوچکتر نشان مي دهد مدل گفته مي شود،مدلها واقعيت را به صورت ساده تر نيز به نمايش مي گذارند ، مانند ماکت يک شهر،کره جغرافيا ،نقشه و حتي يک نمودار. مرتع: به زمين هاي پوشيده از علف يا بوته هاي سبز مرتع ميگويند مراتع محل تغذيه دام هاست که چراگاه هم گفته ميشود. مرجان: جانوران کوچکي در درياهاي گرم و کم عمق زندگي ميکنند که به آنها مرجان يا  شقايق دريايي ميگويند، اسکلت مرجانها آهکي بوده وممکن است از انباشته شدن آنها ،پشته هايي در زير آب و يا جزايري درسطح آب را بوجود بيايد. مرداب: بخش جداشده اي از آّبهاي درياست که کم عمق و شور و بدون موج و آرام است. در مردابهاگياهان و جانوران خاصي رشد و نمو مي کنند. مرغداري: بخشي از فعاليت کشاورزي که درآن توليد ، تکثير جوجه مرغ و تخم مرغ به منظور فروش انجام ميگيرد مرغداري است. در اطراف بيشتر شهر ها امروزه ، مرغداري هايي احداث شده است. مزرعه: قطعه زميني که در آن کشت و زرع انجام ميگيرد ،برخي از مزارع با حصار و پر چين مرز بندي شده اند. مصب رود: مصب دهانه وسيع رود است که درآنجا رود به دريا متصل ميشود.مصب معمولاً براي ايجادبندر مناسب است. معدن: محلي است که مقدار زيادي مواد ارزشمند طبيعي مانند آهن ، نفت،ذغال سنگ،نمک،آهک و غيره در زمين ذخيره شده است . با حفر معادن به کمک ماشين آلات معادن را استخراج ميکنند. مقياس نقشه: نمي توان بر روي نقشه با ابعاد واقعي پديده ها را ترسيم نمود ،و نياز است که پديده ها به نسبتي کوچک شوند، نسبت فاصله بين دو نقطه روي نقشه به فاصله واقعي آن دو نقطه روي زمين را مقياس گويند، مقياس نقشه ممکن است بصورت خطي يا بشکل کسري نوشته شود. منابع آب: به کليه آبهايي که به شکل هاي مختلف د رسطح زمين يا زير زمين قرار دارد ، منابع آّب گفته ميشود. منابع پايان پذير - منابع تجديد ناپذير: مواد ذيقيمتي که در جهان بطور طبيعي وجود دارد ولي روزي به پايان ميرسد مانند منابع نفت ،آهن و نظاير آن،منابع پايان ناپذير گويند.در مقابل برخي منابع طبيعي هستند که پايان ناپذير هستند، مانند انرژي خورشيد. منابع معدني: کليه مواد طبيعي با ارزشي که در زير سطح زمين ذخيره شده اند و مورد استفاده انسان قرار ميگيرد منابع معدني گفته ميشود، مانند سنگ ، نمک،نفت،ذغال سنگ و غيره.اين منابع پايان پذير هستند. منحني ميزان: خطوط فرضي هستند که نقاط هم ارتفاع روي سطح زمين را به هم متصل مي کنند د رکنار هر منحني ميزان يک عدد نوشته شده که بيانگر ارتفاع نقاط روي آن خط از سطح درياست. از منحني هاي ميزان براي نمايش ارتفاعات و ناهمواري هاي مختلف در نقشه استفاده ميشود. منطقه استوايي: محدوده اي در اطراف مدار استوا که در آنجا به علت رطوبت زياد گرماي بالا و يکنواخت ،جنگلهاي انبوه حاره اي بوجود آمده است . در منطقه استوايي چهار فصل وجود ندارد. منطقه خشک: بخشي از يک کشور يا قاره است که ويژگي مهم آن خشکي هوا ، کمي رطوبت و ريزش باران با پوشش گياهي فقير است هواي مناطق خشک ممکن است بسيار گرم مثل منطقه بيابان و يا بسيار سرد مانند منطقه قطبي باشد. منطقه ساحلي: بخشي از زمين هاي اطراف دريا را که بشکلي از ديگر بخشها مجزا شده است ، منطقه ساحلي ميگويند. منطقه قطبي: از محدوده مدار 66 درجه و 33 دقيقه به طرف قطب را منطقه قطبي گويند در شمال و جنوب زمين ، منطقه قطبي با سرماي بسيار زياد و داشتن روزها و شبهاي طولاني نسبت به ساير قسمت هاي ديگر زمين متمايز است. مه: به قطرات و ذرات ريز بخار آب د رسطح زمين مه ميگويند فشردگي و ضخامت ذرات بخار آب سبب بوجود آمدن ، مه غليظ ميشود و کاهش ديد را بدنبال دارد. مهاجرت: جابجايي انسانها و جانوران از جايي به جايي ديگر مهاجرت گفته ميشود.معمولاً انسانها بخاطر زندگي بهتر و يا دور شدن از خطرات  مانند ناامني، از مکاني به مکان ديگر کوچ ميکنند. موج: توده هاي آب دريا بر اثر وزش باد و يا تغيير فشار هوا ، در سطح دريا به بالا و پائين ميرود و يا بسوي ساحل پيش ميرود به اين حرکت دائمي آب درياها و اقيانوسها ،موج گفته ميشود.در هواي طوفاني امواجي به ارتفاع چندين متر بوجود مي آيد که کشتي ها و سواحل را نيز تحت تاثير قرار ميدهد. ن: ناحيه بياباني: به سرزمين هاي خشک و کم گياه که کمتر از 50 ميليمتر باران مي بارد . ناحيه بياباني گويند ، ميزان گرما د رنواحي بياباني به 50 درجه سانتيگراد مي رسد ، دشت مرکزي کوير ايران و دشت لوت از نواحي بياباني کشور ماست. ناحيه معتدل خزري: ناحيه اي که بين رشته کوه البرز و درياي خزر واقع است،ناحيه خزري گفته ميشود. ناحیه معتدل کوهستاني: ارتفاعات بين 1000 تا 2500 متري دامنه هاي البرز و زاگرس که زمستانهاي سرد و تابستانهاي معتدلي دارد ، ناحيه معتدل کوهستاني گفته ميشود ، بخش عظيمي از جمعيت کشور ما درکوهپايه هاي البرز و زاگرس ناحيه زندگي مي کنند. ناحيه نيمه بياباني: به نواحي کوهپايه اي که بارش سالانه آن بين 100 تا 250 ميليمتر است نيمه بيابان گفته ميشود. اين ناحيه حد فاصل رشته کوهها و بيابانها ي داخلي است در اين ناحيه شهرها و روستاهاي بسيار شکل گرفته اند. ناهمواري: شکل طبيعي بخش خارجي پوسته زمين شامل کوهها ،دره ها ، نواحي کم شيب ، جلگه ها و دشتها، ناهمواري ناميده ميشود. ناهمواريهاي زير دريا: در بستر دريا ها و اقيانوسها، پستي هايي هم چون، نواحي پرشيب ،کوهها ،دره ها ، گودالها وجود دارد که به ناهمواري زير دريا معروف هستند . ناوديس: ناوديس يا دره به اشکالي گفته ميشود که د رآن جهت لايه هاي رسوبي بسوي محور مرکزي است و گودي فرونشسته اي را ظاهر ميسازد ، معمولاً د رکنار هر تاقديس يا کوه .دره يا ناوديس شکل ميگيرد. نژاد: ويژگي هاي ظاهري انسانهاي روي زمين شامل رنگ پوست، فرم لبها، موي سر و اندام يکسان نيست ،انسان شناسان از اين جهت مردم دنيا را به چند نژاد تقسيم بندي کرده اند که مهمترين اين تقسيم بندي ، بر اساس رنگ پوست آنهاست. نصف النهار: خطوطي که روي نقشه يا کره جغرافيا از قطب شمال تا جنوب رسم ميشود ، نصف النهار گفته ميشود. نصف النهار مبدا-گرينويچ: خطي که از قطب شمال به قطب جنوب رسم شده و از محل رصد خانه گرينويچ د رجنوب غرب لندن ميگذرد بعنوان نصف النهار مبداء انتخاب شده است. اين نصف النهار کره زمين را به دو نيم کره شرقي و غربي تقسيم مي نمايد. نقشه: نقشه تصوير افقي زمين است که ابعاد همه پديده ها د رآن به يک نسبت کوچک شده باشد. نقشه انواع گوناگوني دارد مانند نقشه هاي طبيعي ، نقشه سياسي، نقشه توريستي و غيره. نقشه آب و هوا: تصويري است که از جهان يا يک کشور تهيه ميشود و انواع آب و هوا و اقليم در آن نقشه بکمک رنگها و علايم  مشخص شده است . نقشه خواني: توانايي استفاده از نقشه و درک راهنماو علايم نقشه را نقشه خواني گويند .مثلاً يافتن فواصل بکمک مقياس خواندن ارتفاع نقاط و يا موضوعات ديگر نقشه ،بکمک رنگ ها ، نماد ها ، اعداد و علايم ديگر. نقشه شهري: نقشه شهري ، نقشه اي است که پديده هاي طبيعي يا انساني درون شهر را نشان مي دهد ، روي نقشه هاي شهري ، خيابانها ، بزرگراهها ، نقاط مسکوني، مراکز عمومي شهر نظير پارکها،بيمارستانها ، رستورانها و مراکز مذهبي مشخصي شده است.مقياس اين گونه نقشه معمولاً بزرگ است. نقشه طبيعي:در نقشه هاي طبيعي ، ناهمواريها ،درياچه ها رودهاي مهم ،نواحي کوهستاني بلند ،فلاتهاي کم ارتفاع ،تنگه ها و بريدگيها ،که عمدتاً پديده طبيعي در يک منطقه هستند ، نشان داده ميشود. نقشه کش: کارتوگراف يا نقشه کش کسي است که بکمک هنر،ذوق ،سليقه ومهارت ترسيم ميتواند با اطلاعات اوليه، يک نقشه مناسب را توليد کند که با هدف اصلي نقشه هماهنگي دارد و از نظرعلمي صحيح  بوده و از نظر زيبايي و هنري داراي جذابيت است.                                نقشه مناطق زلزله خيز: نقشه هاي موضوعي هستند که مناطق زلزله خيز استان يا کشور را نشان مي دهد ، اين نقشه ها د رساخت و سازها و طراحي عمراني مورد استفاده است . و معين ميکند که د رهر منطقه خطر بروز زلزله با چه درجه اي وجود دارد. نمکزار: پهنه هاي وسيعي در مناطق خشک بياباني است که بدليل گرماو تبخير زياد ،نمک هاي درون خاک به سطح زمين کشيده شده اند. نمکزار ممکن است بقاياي يک درياچه شور باشد که به صورت پهنه وسيع سفيد رنگي ظاهر شده است. نمودار: نمودارها زبان نمايشي اعداد و ارقام هستند ،که مقايسه بين کميت ها را آسان مي سازد.که به شکل خطوط مستقيم، احجام يا سطوح دايره اي و يا مثلثي قابل ترسيم هستند،گاهي ذوق هنري در ترسيم نمودارها آنها را جذاب تر نشان ميدهد. نواحي بلند كوهستاني: سرزمين هاي وسيع ،مرتفع و بلند که توانسته است يک پهنه اقليم را نسبت به نواحي مجاور متمايز سازد، نواحي کوهستاني گويند، ارتفاع متوسط اين نواحي بين 2000 تا 3500 متر است. نواحي قطبي: سرزمينهاي وسيع مجاور قطب است كه در طول سال از يخبندان پوشيده شده است. نواحي کم ارتفاع: پهنه هاي وسيعي از زمين که از ارتفاع کمي بين 500 تا 1000 متر برخوردار است به نواحي کم ارتفاع معروف است.اين نواحي د رگذشته دور ،بلند و مرتفع بوده اند که بر اثر عملکرد نيروهاي فرسايشي به نواحي کم ارتفاع همراه با دره هاي باز تبديل شده است. نواحي کوهستاني: سرزمين هاي وسيع ،مرتفع و بلند که توانسته است يک پهنه اقليم را نسبت به نواحي مجاور متمايز سازد، نواحي کوهستاني گويند، ارتفاع متوسط اين نواحي بين 2000 تا 3500 متر است. نيروگاه: جايي که انرژي الکتريکي توليد ميشود نيروگاه گفته ميشود در نيروگاههاي مولد برق با گردش در آمدن توربين ها، انرژي توليد ميشود،سوخت فسيلي ، آب ذخيره شده پشت سدها و سوخت هسته اي ميتواند جهت جريان انداختن توربين هاي يک نيروگاه بکار گرفته شود. نيم کره: خط استواکره زمين را بطور قراردادي به دو نيمکره تقسيم ميکند، بخش بالايي استوا ، نيمکره شمالي و بخش پائيني خط استوا ،نيمکره جنوبي گفته ميشود. واتيکان: شهر واتيکان بخش مستقلي است از محدوده شهر رم در ايتاليا که مرکز مذهبي آئين کاتوليک است و محل استقرار پاپ رهبر کاتوليک هاي جهان ميباشد .اين شهر مقدس 429 هکتار مساحت و نزديک به 1500 نفر جمعيت دارد ، واحد پول آن ليره ايتالياست و هر ساله هزاران زائر و جهانگرد را پذيراست. واردات: خريد و ورود کالا از سرزمين ديگر به سرزمين محل سکونت ما واردات گفته ميشود،کشور ما وارد کننده برخي کالاها نظير لوازم خانگي ، وسايل صوتي و تصويري دارو و مواد غذايي از ديگر کشورها است. هوازدگي: تخريب سنگهاي سخت به قطعه هاي کوچک و قطعات کوچک به ذره ها و درنهايت تبديل آنها به خاک را هوازدگي گويند معمولاً اين فرايند بر اثر انقباض و انبساط سنگها به سبب تغييرات شديد دما در شب و روز اتفاق مي افتد هوازدگي نوعي فرسايش محسوب مي شود. هواي آرام: شرايط جوّي بدون وزش باد ،تابش آفتاب در روز ،همراه با آرامش ،ويژگي يک هواي آرام است حرکت آرام قطعات سفيد ابر درآسمان و يا سکوت و سوسو زدن ستارگان در شب از استقرار يک هواي آرام خبر ميدهد. هواي آفتابي: هواي بدون ابر ،همراه با تابش آفتاب ،بدون آلودگي هوا ،يک روز خوب و آفتابي را نويد مي دهد. هواي باراني: يکي از حالتهاي گوناگون و موقتي جوّ ،باراني بودن هواست،معمولاً شهرهاي ساحلي و مناطقي که رو به بادهاي مرطوب قرار دارند از هواي باراني برخوردارند. هواي طوفاني: بر اثر گرفتن وزش باد،با سرعت بيش از 60 کيلومتر هواي طوفاني خواهيم داشت .ممکن است سرعت باد بيش از اين حد باشد که با شکسته شدن شاخه هاي درخت همراه ميگردد. هيماليا: رشته کوه بسيار بلند و عظيمي که در سراسر شمال شرقي شبه قاره هند امتداد يافته و مرتفع ترين نقاط دنيا را درخود جاي داده، رشته کوه معروف هيمالياست. اين رشته کوه مانع بزرگي براي عبور بادهاي باران آور موسمي به داخل آسياي مرکزي است .قله اورست در کشور نپال با ارتفاع 8884 متر در اين رشته کوه قرار دارد. يخچال: به مناطق بسيار بلند کوهستانها يا نواحي قطبي که برف از سالي به سال ديگر تماماً ذوب نمي شود و همواره يخ و برف در آن جا وجود دارد يخچال گفته مي شود. د رنواحي کوهستاني يخچالها به تدريج و خيلي آهسته به سمت پائين کوه ، حرکت مي کنند اين حرکت حدود يک متر در روز جريان دارد پهنه هاي وسيع يخ و برف در قطبين به يخچالهاي قاره اي معروف هستند. ييلاق: به سرزمين هاي بلند ناحيه کوهستاني که در تابستان ها، محل استقرار عشاير کوچ نشين است ييلاق مي گويند ييلاق در تابستان پوشيده از مراتع سر سبز است.عشاير در اواخر تابستان از ييلاق به سمت قشلاق کوچ ميکنند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 18:40  توسط محمدصادق صحرائیان  |